مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی لفیک


معنی لفیک

لفیک . [ ل َ ] (ع ص ) گول . (منتهی الارب ).

معنی لفیک- ترجمه لفیک برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد لفیک اینجا را کلیک کنید

هم معنی لفیک


ترجمه لفیک


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه لفیک



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی لفی

لفی . [ ل َ ] (ع مص )مخالطت . معاشرت (دزی ).

معنی لفیظ

لفیظ. [ ل َ ] (ع ص ) انداخته . (منتهی الارب ).

معنی لق و لوق

لق و لوق . [ ل َق ْ ق ُ ] (ص مرکب ، از اتباع ) لغ و لوغ . لغ و پغ: فقط چند تا دندان لق و لوق برای من مانده است . و رجوع به لق شود.

معنی لق لق

لق لق . [ ل َ ل َ ] (اِخ ) دهی از دهستان تبادکان بخش حومه ٔ ارداک شهرستان مشهد، واقع در 21هزارگزی شمال مشهد. جلگه ، معتدل و دارای 293 تن سکنه . آب آن از قنات . محصول آنجا غلات . شغل اهالی زراعت و مالد

معنی لق و دق

لق و دق . [ ل َق ْ ق ُ دَق ق / دَ ] (ص مرکب ، از اتباع ) زمین هموار و سخت که گیاه و درخت نداشته باشدو این در اصل لغ و دغ به غین معجمه بوده . (غیاث ).

معنی لفیفة

لفیفة. [ ل َ فی ف َ ] (ع اِ) گوشت پشت شتر زیر پی . (منتهی الارب ). گوشت مازه ٔ پشت . (مهذب الاسماء).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: