مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی لثی


معنی لثی

لثی . [ ل َ ثا ] (ع اِ) شلم تنک که از درخت بچکد. شلم یعنی کتیرای درخت طلح . || نمی است سپید که بر درختها افتد و بسته گردد. || سطبر و لزج از چربش و شیر و مانند آن . || چرک و ریم جامه . (منتهی الارب ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد لثی اینجا را کلیک کنید

هم معنی لثی

سه‌نبش : سه‌گوش، سه‌بر، سه‌گوشه، سه‌کنج، سه‌ضلعی، سه‌پهلو، مثلثی


ترجمه لثی

مثلثی: triangular
مثلثی شکل: triquetrous


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه لثی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی لج و لجبازی

لج و لجبازی . [ ل َ ج ُ ل َ ] (ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) از اتباع است . رجوع به لج و رجوع به لجبازی شود.

معنی لثم

لثم . [ ل َ ث َ ] (ع مص ) بوسه دادن دهان کسی را. (منتهی الارب ).

معنی لثی ً

لثی ً. [ ل ِ ثَن ْ ] (ع اِ) ج ِ لِثة. (منتهی الارب ).

معنی لج

لج . [ ل ُج ج ] (اِخ ) نام تیغ عمروبن العاص . (منتهی الارب ).

معنی لج کردن

لج کردن . [ ل َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) ستیزه کردن . لجاج کردن . لجاجت کردن . ستهیدن . رجوع به لج و لجاج شود : او [مؤذن بدآواز] ستیزه کرد و لج بی احتراز گفت در کافرستان بانگ نماز. مولوی . هر چه میگفت

معنی لثیاء

لثیاء. [ ل َ ] (ع ص ) (امراءة ...) زن که اندام و اندام نهانی او خوی آرد. امراءة لثیة. (منتهی الارب ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: