مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی لبس


معنی لبس

لبس . [ ل ِ ] (ع اِ) جامه . پوشش . (منتهی الارب ). پوشاک . لباس : نه لبسی نکو و نه مال و نه جاه پس این غنجه کردن ز بهر چراست . خفاف . به دست شرع لبس طبع میدر گر خردمندی به آب عقل حیض نفس میشوی ار مسلمانی . خاقانی . چو طاوست چه باید لبس اگر باز هوا گیری چو خرگوشت چه باید حیض اگرشیر نیستانی . خاقانی گفت لبسش گر ز شعر ششتر است اعتناق بی حجابش خوشتر است . مولوی . چو طاعت کنی لبس شاهی مپوش چو درویش مخلص برآور خروش . سعدی . اگر بر کناری برفتن بکوش وگر در میان لبس دشمن بپوش . سعدی . - لبس العظم ؛ ضریع. رجوع به ضریع شود. - لبس الکعبه ؛ پوشش خانه . - لبس الهودج ؛ پوشش آن . کجاوه پوش . (منتهی الارب ). || پوست تنک سر. سمحاق . || نوعی از جامه . (منتهی الارب ).

معنی لبس- ترجمه لبس برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد لبس اینجا