مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی لابوئسی


معنی لابوئسی

لابوئسی . [ ب ُ ءِ ] (اِخ ) (اِتیَن دو) نام نویسنده ٔ فرانسوی . مولد سارلا، به سال 1530 و وفات به سال 1568 م .

معنی لابوئسی- ترجمه لابوئسی برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد لابوئسی اینجا را کلیک کنید

هم معنی لابوئسی


ترجمه لابوئسی


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه لابوئسی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی لابیش

لابیش . (اُژِن ) (اِخ ) نام درام نویس فرانسوی . مولد پاریس (1815-1888 م .).

معنی لابینوس

لابینوس . [ ی ِ ] (اِخ ) تیتوس . نام یکی از لایقترین سرهنگان سِزار (45 - 98 ق . م .).

معنی لابیشه

لابیشه . [ ش َ ] (اِخ ) دیهی است به شش فرسنگی شرقی شیراز. (فارسنامه ٔ ناصری ).

معنی لابه

لابه . [ ب ِ ] (اِخ ) لوئیز. نام شاعره ٔ فرانسوی ، دختر و زن دوتَن ، لوّاف .ملقب به «لابِل کردیه ». مولد لیون (1526-1566 م .).

معنی لابینوس

لابینوس . (اِخ ) نام صاحب منصبی رومی که در خدمت دولت پارت میزیست و از ترتیب سپاه آرائی و طرز جنگ رومیهااطلاعاتی بکمال داشت . او پسر تیتوس ، مأمور سزار در گالیا، بود بعدها بروتوس و کاسیوس او را نزد

معنی لابه ساختن

لابه ساختن . [ ب َ / ب ِ ت َ ] (مص مرکب ) لابه سازی . زاری و خواهش و لابه کردن : تر و خشک یکسان همی بدرود وگر لابه سازی همی نشنود. فردوسی . همی تر و خشکش بهم بدرود اگر لابه سازی سخن نشنود. فردوسی

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter