مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی لابه گر


معنی لابه گر

لابه گر. [ ب َ / ب ِ گ َ ] (ص مرکب ) متملق : ور شدی ذرّه به ذرّه لابه گر او نبردی این زمان از تیغ سر. مولوی .

معنی لابه گر- ترجمه لابه گر برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد لابه گر اینجا را کلیک کنید

هم معنی لابه گر


ترجمه لابه گر


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه لابه گر


یا به گلبن وصل کن این خار را *** وصل کن با نار نور یار را
تا که نور او کشد نار تو را *** وصل او گلشن کند خار تو را
تو مثال دوزخى او مومن است *** کشتن آتش به مومن ممکن است‏
مصطفى فرمود از گفت جحیم *** کاو به مومن لابه گر گردد ز بیم‏
گویدش بگذر ز من اى شاه زود *** هین که نورت سوز نارم را ربود
پس هلاک نار نور مومن است *** ز انکه بى‏ضد دفع ضد لا یمکن است‏
نار ضد نور باشد روز عدل *** کان ز قهر انگیخته شد این ز فضل‏
گر همى‏خواهى تو دفع شر نار *** آب رحمت بر دل آتش گمار
چشمه‏ى آن آب رحمت مومن است *** آب حیوان روح پاک محسن است‏
بس گریزان است نفس تو از او *** ز انکه تو از آتشى او آب جو


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی لابه

لابه . [ لاب ْ ب ِ ] (اِخ ) لئون . نام پزشک و سناتور فرانسوی . مولد مرل رُلت (1832-1916 م .). وی تلقیح سرم ضد تیفوس را در قشون اجباری کرد.

معنی لابیش

لابیش . (اُژِن ) (اِخ ) نام درام نویس فرانسوی . مولد پاریس (1815-1888 م .).

معنی لابه کردن

لابه کردن . [ ب َ / ب ِ ک دَ ] (مص مرکب ) لابه ساختن . زاری و خواهش کردن : کرد عیسی لابه ایشان را که این دائم است او گم نگردد از زمین . مولوی . پیش کمان ابرویش لابه همی کنم ولی گوشه کشیده است از

معنی لابوئسی

لابوئسی . [ ب ُ ءِ ] (اِخ ) (اِتیَن دو) نام نویسنده ٔ فرانسوی . مولد سارلا، به سال 1530 و وفات به سال 1568 م .

معنی لابه

لابه . [ ب ِ ] (اِخ ) لوئیز. نام شاعره ٔ فرانسوی ، دختر و زن دوتَن ، لوّاف .ملقب به «لابِل کردیه ». مولد لیون (1526-1566 م .).

معنی لابنة

لابنة.[ ب ِ ن َ ] (ع اِ) پستان . ج ، لوابن . (منتهی الارب ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: