مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی لابه گر


معنی لابه گر

لابه گر. [ ب َ / ب ِ گ َ ] (ص مرکب ) متملق : ور شدی ذرّه به ذرّه لابه گر او نبردی این زمان از تیغ سر. مولوی .

معنی لابه گر- ترجمه لابه گر برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد لابه گر اینجا را کلیک کنید

هم معنی لابه گر


ترجمه لابه گر


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه لابه گر


یا به گلبن وصل کن این خار را *** وصل کن با نار نور یار را
تا که نور او کشد نار تو را *** وصل او گلشن کند خار تو را
تو مثال دوزخى او مومن است *** کشتن آتش به مومن ممکن است‏
مصطفى فرمود از گفت جحیم *** کاو به مومن لابه گر گردد ز بیم‏
گویدش بگذر ز من اى شاه زود *** هین که نورت سوز نارم را ربود
پس هلاک نار نور مومن است *** ز انکه بى‏ضد دفع ضد لا یمکن است‏
نار ضد نور باشد روز عدل *** کان ز قهر انگیخته شد این ز فضل‏
گر همى‏خواهى تو دفع شر نار *** آب رحمت بر دل آتش گمار
چشمه‏ى آن آب رحمت مومن است *** آب حیوان روح پاک محسن است‏
بس گریزان است نفس تو از او *** ز انکه تو از آتشى او آب جو


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی لابیشه

لابیشه . [ ش َ ] (اِخ ) دیهی است به شش فرسنگی شرقی شیراز. (فارسنامه ٔ ناصری ).

معنی لابوان

لابوان . (اِخ ) نام جزیره ای از مالزی در شمال غربی برنئو از مغصوبات انگلیس . دارای 7000 سکنه .

معنی لابوله

لابوله . [ ل ِ ] (اِخ ) ادوارد رُنه دو. نام روزنامه نویس و قاضی فرانسوی . مولد پاریس (1811-1883م .) مؤلف «کنت بلو».

معنی لابینوس

لابینوس . (اِخ ) نام صاحب منصبی رومی که در خدمت دولت پارت میزیست و از ترتیب سپاه آرائی و طرز جنگ رومیهااطلاعاتی بکمال داشت . او پسر تیتوس ، مأمور سزار در گالیا، بود بعدها بروتوس و کاسیوس او را نزد

معنی لابور

لابور. (اِخ ) (تر دو...) ایالت قدیم ایتالیای اصلی (کامپانی ) و آن ایالت کازرت نیز نامیده میشد. رجوع به کازرت شود.

معنی لابنون

لابنون . [ ب ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ لابن . (منتهی الارب ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: