مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی لابه ساختن


معنی لابه ساختن

لابه ساختن . [ ب َ / ب ِ ت َ ] (مص مرکب ) لابه سازی . زاری و خواهش و لابه کردن : تر و خشک یکسان همی بدرود وگر لابه سازی همی نشنود. فردوسی . همی تر و خشکش بهم بدرود اگر لابه سازی سخن نشنود. فردوسی . مشوگر چه زن لابه سازد بسی بجای تو بفرست دیگر کسی . اسدی (گرشاسبنامه ص 245). همان ده دلاور ز خویشانش نیز بسی لابه کردند و نشنود چیز. اسدی (گرشاسبنامه ). بسی لابه ها ساخته زی پدر که از پهلوان چیست نزدت خبر. اسدی (گرشاسبنامه ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد لابه ساختن اینجا را کلیک کنید

هم معنی لابه ساختن


ترجمه لابه ساختن


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه لابه ساختن



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی لابیرنت

لابیرنت . [ رَ ] (فرانسوی ، اِ) از یونانی لابورینتس . بنائی مشتمل بر قطعات متعددّه که پیدا کردن مدخل و مخرج آنها بسیار صعب باشد.

معنی لابمل

لابمل . [ ب ُ م ِ ] (اِخ ) لورن آنگلی ویل دو. نام ادیبی متولد به واِلرُگ (گارد). وی بسبب مشاجرات با ولتر شهرت یافته است . (1726-1773 م .).

معنی لابی

لابی . (اِخ ) ابن ثور. صحابی است . (منتهی الارب ).

معنی لابه دوایر

لابه دوایر. [ ب ِ ی ِ ] (اِخ ) شارل دو. نام ژنرال فرانسوی . مولدپاریس به سال 1786 و مقتول در گرنبل به سال 1815. هنگام استقبال از ناپلئون در مراجعت از جزیره ٔ الب .

معنی لابیج

لابیج . (اِخ ) نام پشته هائی در حوالی سوله ده مازندران . (مازندران و استراباد رابینو ص 31 بخش انگلیسی ).

معنی لابنون

لابنون . [ ب ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ لابن . (منتهی الارب ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: