مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی لابنة


معنی لابنة

لابنة.[ ب ِ ن َ ] (ع اِ) پستان . ج ، لوابن . (منتهی الارب ).

معنی لابنة- ترجمه لابنة برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد لابنة اینجا را کلیک کنید

هم معنی لابنة


ترجمه لابنة


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه لابنة



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی لابلاش

لابلاش . (اِخ ) (لوئی ) نام خنیاگری اصلاً فرانسوی مولدناپل . (1794-1858 م .). وی را آواز زیری دلکش بود.

معنی لابه دوایر

لابه دوایر. [ ب ِ ی ِ ] (اِخ ) شارل دو. نام ژنرال فرانسوی . مولدپاریس به سال 1786 و مقتول در گرنبل به سال 1815. هنگام استقبال از ناپلئون در مراجعت از جزیره ٔ الب .

معنی لابه ساز

لابه ساز. [ ب َ / ب ِ ] (نف مرکب ) لابه گر : به ره پیش مهراج باز آمدند به پوزش همه لابه ساز آمدند. اسدی (گرشاسبنامه ).

معنی لابه

لابه . [ لاب ْ ب ِ ] (اِخ ) لئون . نام پزشک و سناتور فرانسوی . مولد مرل رُلت (1832-1916 م .). وی تلقیح سرم ضد تیفوس را در قشون اجباری کرد.

معنی لابور

لابور. (اِخ ) شهری باسک نشین به فرانسه . ناحیه ٔ کوچکی از توابع گاسکنی قدیم .

معنی لابه

لابه . [ ب َ / ب ِ ] (اِ) سخنی نیازمندانه . اظهار اخلاص با نیاز تمام . نیاز. فروتنی . تضرع . عجز. چاد. زاری . خواهش . (برهان ) (صحاح الفرس ). التماس : تو او را کنی لابه فردا به پیش فدا داری او را تن

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter