مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی لابلاش


معنی لابلاش

لابلاش . (اِخ ) (لوئی ) نام خنیاگری اصلاً فرانسوی مولدناپل . (1794-1858 م .). وی را آواز زیری دلکش بود.

معنی لابلاش- ترجمه لابلاش برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد لابلاش اینجا را کلیک کنید

هم معنی لابلاش


ترجمه لابلاش


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه لابلاش



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی لابروگیر

لابروگیر. [ ی ِ ] (اِخ ) نام کرسی بخش در ایالت «تارن » از ولایت کاستر. دارای راه آهن و 3536 تن سکنه .

معنی لابس

لابس . [ ب ِ ] (ع ص ) جامه پوشیده . پوشیده .

معنی لابلا

لابلا. [ ب ِ ](ص مرکب ) (از: «لا» + «به » + «لا») لابرلا. تو بر تو.

معنی لابنون

لابنون . [ ب ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ لابن . (منتهی الارب ).

معنی لابرویر

لابرویر. [ ی ی ِ ] (اِخ ) ژان دو. عالم فرانسوی مُخصّص در سجایا. مولد پاریس به سال 1645 و وفات 1696 م .

معنی لابل

لابل . [ ب َ ] (ع ق مرکب ) (از: لا + بل ) گاه قبل بل ، لا زیاده کنند و این «لا» بعد ایجاب برای تأکید اضراب است : وجهک البدر لابل ِ الشمس لولم یقض للشمس کسفة و اُفول . ای میوه ٔ دل من لابل دل ای آر

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter