مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی لابس


معنی لابس

لابس . [ ب ِ ] (ع ص ) جامه پوشیده . پوشیده .

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد لابس اینجا را کلیک کنید

هم معنی لابس

ملابست : 1 آمیزش، مخالطت 2 التباس، مشتبه‌سازی 3 آشنایی


ترجمه لابس

دولابستن: marl


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه لابس


او همان دست آورد در گیرودار *** بر گمان آن که هست او برقرار
خود ببیند دست رفته در ضرر *** خون از او بسیار رفته بى‏خبر
در بیان آن که تن روح را چون لباسى است و این دست آستین دست روح است و این پاى موزه‏ى پاى روح است‏ ***
تا بدانى که تن آمد چون لباس *** رو بجو لابس لباسى را ملیس‏
روح را توحید اللَّه خوشتر است *** غیر ظاهر دست و پاى دیگر است‏
دست و پا در خواب بینى و ائتلاف *** آن حقیقت دان مدانش از گزاف‏
آن تویى که بى‏بدن دارى بدن *** پس مترس از جسم و جان بیرون شدن‏
حکایت آن درویش که در کوه خلوت کرده بود و بیان حلاوت انقطاع و خلوت و داخل شدن در این منقبت که أنا جلیس من ذکرنی و أنیس من استأنس بی‏ ***
گر با همه‏اى چو بى‏منى بى‏همه‏اى *** ور بى‏همه‏اى چو با منى با همه‏اى‏
بود درویشى به کهسارى مقیم *** خلوت او را بود هم خواب و ندیم‏


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی لابه

لابه . [ ب َ / ب ِ ] (اِ) سخنی نیازمندانه . اظهار اخلاص با نیاز تمام . نیاز. فروتنی . تضرع . عجز. چاد. زاری . خواهش . (برهان ) (صحاح الفرس ). التماس : تو او را کنی لابه فردا به پیش فدا داری او را تن

معنی لابرس

لابرس . [ ب ِ رُ ] (اِخ ) گی دو. گیاه شناس و پزشک لوئی سیزدهم . مولد روئن . وفات به سال 1641 م . و او مؤسس «ژاردن دِپلانت » است .

معنی لابشری

لابشری . [ ب ُ را ] (ع جمله ٔ اسمیه ) (از: لا + بشری ) به معنی خبر خوش نیست . مأخوذ از آیه ٔ 24، سوره ٔ 25 (الفرقان ) : به روز حشر که آواز لاتخف شنوند به گوش خاطر ایشان رسان که لابشری . خاقانی .

معنی لابه

لابه . [ ب ِ ] (اِخ ) لوئیز. نام شاعره ٔ فرانسوی ، دختر و زن دوتَن ، لوّاف .ملقب به «لابِل کردیه ». مولد لیون (1526-1566 م .).

معنی لابه ساختن

لابه ساختن . [ ب َ / ب ِ ت َ ] (مص مرکب ) لابه سازی . زاری و خواهش و لابه کردن : تر و خشک یکسان همی بدرود وگر لابه سازی همی نشنود. فردوسی . همی تر و خشکش بهم بدرود اگر لابه سازی سخن نشنود. فردوسی

معنی لابل

لابل . [ ب َ ] (ع ق مرکب ) (از: لا + بل ) گاه قبل بل ، لا زیاده کنند و این «لا» بعد ایجاب برای تأکید اضراب است : وجهک البدر لابل ِ الشمس لولم یقض للشمس کسفة و اُفول . ای میوه ٔ دل من لابل دل ای آر

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: