مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی لابرویر


معنی لابرویر

لابرویر. [ ی ی ِ ] (اِخ ) ژان دو. عالم فرانسوی مُخصّص در سجایا. مولد پاریس به سال 1645 و وفات 1696 م .

معنی لابرویر- ترجمه لابرویر برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد لابرویر اینجا را کلیک کنید

هم معنی لابرویر


ترجمه لابرویر


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه لابرویر



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی لابرد

لابرد. [ رِ ] (اِخ ) نام کرسی بخش در ایالت «ژیرُند» از ولایت بُردو. دارای 1217 سکنه .

معنی لابرلا

لابرلا. [ ب َ ] (اِ مرکب ) نام نوعی حلوا. (برهان ). حلوائی است که آن را گولانج نیز گویند. (از فرهنگ اسدی نخجوانی در شرح گولانج ). نام نوعی حلوا که آن را گلاج گویند. قطائف . صاحب لسان العجم گوید، لابرل

معنی لابرس

لابرس . [ ب ِ رُ ] (اِخ ) گی دو. گیاه شناس و پزشک لوئی سیزدهم . مولد روئن . وفات به سال 1641 م . و او مؤسس «ژاردن دِپلانت » است .

معنی لابک

لابک . [ ب ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از لَبک به معنی آمیختن .

معنی لابل

لابل . [ ب َ ] (ع ق مرکب ) (از: لا + بل ) گاه قبل بل ، لا زیاده کنند و این «لا» بعد ایجاب برای تأکید اضراب است : وجهک البدر لابل ِ الشمس لولم یقض للشمس کسفة و اُفول . ای میوه ٔ دل من لابل دل ای آر

معنی لابمل

لابمل . [ ب ُ م ِ ] (اِخ ) لورن آنگلی ویل دو. نام ادیبی متولد به واِلرُگ (گارد). وی بسبب مشاجرات با ولتر شهرت یافته است . (1726-1773 م .).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter