مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی خچیره


معنی خچیره

خچیره . [ خ َ رَ ] (اِخ ) دهی است جزءدهستان بالا بخش طالقان شهرستان تهران . واقع در هیجده هزارگزی جنوب خاوری شهرک و 60هزارگزی راه مالرو عمومی . این ناحیه در کوهستان واقع و دارای آب و هوای نواحی سردسیر است . بدانجا 677 تن سکونت دارند که فارسی و تاتی زبانند. آب آنجا از چشمه و رود محلی است و محصولش غلات و ارزن و گردو و عسل است . اهالی بکشاورزی گذران می کنند و عده ای نیز برای تأمین معاش به تهران ، مازندران و گیلان می روند و در زمستان دوباره برمی گردند. صنایع دستی اهالی کرباس و گلیم و جاجیم بافی و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1).

معنی خچیره- ترجمه خچیره برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد خچیره اینجا را کلیک کنید

هم معنی خچیره


ترجمه خچیره


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه خچیره



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی خجیف

خجیف . [ خ َ ] (ع ص ) لاغر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). نحیف . (متن اللغة). ج ، خجاف . صاحب متن اللغة و اقرب الموارد می گویند: صحیح در این جا تقدیم «جیم » بر «خاء» است . || (اِمص ) سبکی .خفة. (از

معنی خدا را

خدا را. [ خ ُ ] (صوت یا ق مرکب ) برای خدا. از بهر خدا. (آنندراج ). بجهت خدا. محضاً ﷲ. (یادداشت بخط مؤلف ) : دل میرود ز دستم صاحبدلان خدا را دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا. حافظ.

معنی خجیره

خجیره . [ خ ُ ج َ رَ ] (ع ص ، اِ) زن فراخ شرم . (از متن اللغة) (تاج العروس ). رجوع به خجره در این لغت نامه شود.

معنی خدا قوت

خدا قوت . [خ ُ ق ُوْ وَ ] (جمله ٔ دعائی ) اصل این ترکیب «خدا قوت بدهد» یا «خدا قوتت بدهد» است و آن دعائی است که به بنایان و عمله و کارگران ساختمانی و کشاورزان و باغبانان گاه کار کردن کنند.نظیر: جمله

معنی خخ

خخ . [ خ ِ ] (صوت ) کلمه ٔ نشانیدن شتران است و عرب آنرا «ایخ » گوید. آوازی که بدان شتر را بزانو زدن و خفتن وادارند، آوازی که با آن شتر را امر به نشستن کنند. (یادداشت بخط مؤلف ).

معنی خجیفة

خجیفة. [ خ َ ف َ ] (ع اِمص ) تَکبّر. || (ص ) المراءة الخجیفة. (از متن اللغة). زن لاغر. زن نحیف .

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: