مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی خطساز


معنی خطساز

خطساز. [ خ َ ] (نف مرکب ) آنکه خط مردمان را تقلید می کند. || حقه بازی که با ساختن خط مردمان سند بنفع خود جعل می کند. متقلب . سندساز.

معنی خطساز- ترجمه خطساز برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد خطساز اینجا را کلیک کنید

هم معنی خطساز


ترجمه خطساز


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه خطساز



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی خطشناس

خطشناس . [ خ َ ش ِ ] (نف مرکب ) آنکه عالم به احوال خطوط و احوال خطاطان و تمیزدهنده ٔ بین انواع خطوط از جهت زیبایی و نوع کاغذ و قلم است . || آنکه نوشته ٔ حقیقی را از نوشته ٔ جعلی تمیزی می دهد، کارشناس

معنی خطل

خطل . [ خ َ طَ ] (ع اِ) سخن بسیار سست و تباه . || پیچ و تاب . || خرام . || سستی . || سبکی . || شتابکاری . || درازی . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ) (از اقرب الموارد). || اضطراب اسب و

معنی خطروف

خطروف . [ خ ُ ] (ع ص ) تیزرونده برفتار عنق . (منتهی الارب )(از تاج العروس ). || شتر نر فراخ گام نهنده . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ).

معنی خطسازی

خطسازی . [ خ َ ] (حامص مرکب ) عمل خطساز. سندسازی . تقلب در نوشته . (یادداشت بخط مؤلف ). تقلید خط دیگران . (یادداشت بخط مؤلف ).

معنی خطکشیدن

خطکشیدن . [ خ َ ک َ / ک ِ دَ ] (مص مرکب ) محو و ناپدید کردن . (آنندراج ). متروک کردن و برطرف ساختن . (غیاث اللغات ). ابطال کردن . خط بطلان کشیدن . (یادداشت بخط مؤلف ) : تا جان بود مرا غم جانان بجا

معنی خطل

خطل . [ خ ُ طُ ] (ع ص ، اِ) ج ِ خَطلاء. (منتهی الارب ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter