مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی خشین سار


معنی خشین سار

خشین سار. [ خ َ ] (اِ مرکب ) نوعی از مرغابی باشد که پشت او سیاه رنگ و بر میان سر خال سپیدی دارد و او را خشین سار به جهت آن گویند که بباز سیاه رنگ می ماند چه خشین باز سیاه رنگ و سار بمعنی «مانند» باشد . (برهان قاطع) : از آن کردار کو مردم رباید عقاب تیز نر باید خشین سار. دقیقی . برگهای رز چون پای خشین ساران زرگون ایدون همچون رخ بیماران . منوچهری .

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد خشین سار اینجا را کلیک کنید

هم معنی خشین سار


ترجمه خشین سار


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه خشین سار



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی خشین بند

خشین بند. [ خ َ ب َ ] (اِ مرکب ) خشین پند. (از فرهنگ شعوری ج 1 ص 361). رجوع به خشین پند شود.

معنی خصائص

خصائص . [ خ َ ءِ ] (ع اِ) ج ِ خَصیصَة. (یادداشت به خط مؤلف ). مأخوذ از عربی بمعنی خاصیتها و اختصاصات و شایستگیها و سزاواری ها. (ناظم الاطباء). ج ِ خصیصة که بمعنی خوها و اثرها باشد. (غیاث اللغات )

معنی خشینار

خشینار. [ خ َ ] (اِ) خشینسار. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ شعوری ج 1 ص 363).

معنی خشین پند

خشین پند. [ خ َ پ َ ] (اِ) غلیواژ. زغن . گوشت ربا. اخاد. خاد. (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ) : تا نبود چون همای فرخ کرکس همچو نباشد قرین باز خشین پند. فرخی (از حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ). مرحوم د

معنی خصاص

خصاص . [ خ َ ] (ع مص ) درویش و حاجتمند گردیدن . خَصاصَة. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ). || (اِمص ) درویشی و حاجتمندی . (از منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ).

معنی خشیناد

خشیناد. [ خ َ ] (اِ) خشینسار. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ شعوری ج 1 ورق 361).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: