مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی خشمگنی


معنی خشمگنی

خشمگنی . [ خ َ / خ ِ گ ِ ] (حامص مرکب )عصبانیت . غضبناکی . خشمگینی . (یادداشت بخط مؤلف ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد خشمگنی اینجا را کلیک کنید

هم معنی خشمگنی


ترجمه خشمگنی


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه خشمگنی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی خشمناکی

خشمناکی . [ خ َ / خ ِ ] (حامص مرکب ) عصبانیت . غضبناکی . خشمگینی . خشمینی : فرستاده چو دیدآن خشمناکی برجعت پای خود را کرد خاکی . نظامی . روزی بطریق خشمناکی شه دید در آن جوان خاکی . نظامی . شد ا

معنی خشمناک کردن

خشمناک کردن . [ خ َ / خ ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) غضبناک کردن . اغضاب . (یادداشت بخط مؤلف ).

معنی خشمگینی

خشمگینی . [ خ َ ] (حامص مرکب ) عصبانیت . غضبناکی . برآشفتگی . (یادداشت بخط مؤلف ). هضیمه . وَبَد، غَضِب . (منتهی الارب ). غضب آلودگی . (ناظم الاطباء).

معنی خشم تاب

خشم تاب . [ خ َ / خ ِ ] (ن مف مرکب ) کسی که خشم تاب داده و پیچیده باشد او را. (از آنندراج ) : سیاهی عزب پیشه و خشم تاب چو دیدند روی چنین بی نقاب ز تاب جوانی بجوش آمدند در آن وادی سخت کوش آمدند. نظ

معنی خشن

خشن . [ خ َ ش ِ ] (ع ص ) درشت از هر چیز. (قاموس اللغه ). مقابل لین . صلب . زبر. زمخت . ناهموار. ناخوار. ناهنجار. (یادداشت بخط مؤلف ). درشت غیر املس از هرچیزی . (از منتهی الارب ). ج ، خِشان . || یکی ا

معنی خشم زدا

خشم زدا. [ خ َ / خ ِ زَ / زِ / زُ ] (نف مرکب مرخم ) غیظ از بین برنده . عصبانیت از بین برنده .

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: