مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی خرک


معنی خرک

خرک . [ خ ِ رَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کوهمره سرخی بخش مرکزی شهرستان شیراز، واقع در 60هزارگزی شمال باختری شیراز و 13هزارگزی شوسه ٔ شیراز به کازرون . این دهکده در کوهستان قرار دارد و آب آن از رودخانه ٔ خطیری و محصولات آن غلات ، لبنیات و حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 7).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد خرک اینجا را کلیک کنید

هم معنی خرک

آخرالامر: آخرکار، بالمال، سرانجام، عاقبت
آخرک: آخره، ترقوه، چنبره
ترقوه : آخرک، چنبر
عاقبت: آخر، آخرکار، انتها، بالاخره، بالمال، پایان، حاصل، سرانجام، عاقبت‌الامر، فرجام، ماحصل، نتیجه، نهایت و آغاز، بدایت
حمالی : 1 بارکشی، باربری 2 کار شاق 3 کار بی‌اجر و مزد 3 خرکاری


ترجمه خرک

خرک: bridge
خرکی: rough
خرک چوب بری: sawhorse
خرک: foal
صدای خرخرکردن: chortle


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه خرک


اى توانگر که تو سیرى هین مخند *** بر کجى آن فقیر دردمند
از سر تقصیر آن صوفى رمه *** خر فروشى در گرفتند آن همه‏
کز ضرورت هست مردارى مباح *** بس فسادى کز ضرورت شد صلاح‏
هم در آن دم آن خرک بفروختند *** لوت آوردند و شمع افروختند
ولوله افتاد اندر خانقه *** کامشبان لوت و سماع است و شره‏
چند از این صبر و از این سه روزه چند *** چند از این زنبیل و این دریوزه چند
ما هم از خلقیم و جان داریم ما *** دولت امشب میهمان داریم ما
تخم باطل را از آن مى‏کاشتند *** کان که آن جان نیست جان پنداشتند
و آن مسافر نیز از راه دراز *** خسته بود و دید آن اقبال و ناز
صوفیانش یک به یک بنواختند *** نرد خدمتهاى خوش مى‏باختند


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی خرکده

خرکده . [ خ َ ک َ دِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بویراحمدی سردسیر بخش کهکیلویه ٔ شهرستان بهبهان ، واقع در 41هزارگزی شمال خاوری بهبهان و 20هزارگزی شمال خاوری راه آرو به بهبهان ، این ده کوهستانی و معتدل

معنی خرقی

خرقی .[ خ ِ رَ ] (اِخ ) عمروبن حسین بن عبداﷲ خرقی ، مکنی به ابوالقاسم . از بغدادیان بود و او را کتابی است بنام مختصر در فقه بر مذهب احمد حنبل . او از فقیهان صالح و شدیدالورع بود و قاضی ابویعلی بن الفر

معنی خرک خدا

خرک خدا. [ خ َ رَ ک ِ خ ُ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) خر خدا. ترکیبی است که بگاه استهزاء یا تحقیر یا ترحم بکسی اطلاق کنند.

معنی خرک بینی

خرک بینی . [ خ َ رَ ک ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) حجاب غضروفی که مابین منخرین بینی است . وَتَره . رجوع به «خرک » شود.

معنی خرک

خرک . [ خ َ رَ ] (اِخ ) نام دهی بوده از بلوک و اعمال سیاخ شیراز و بحدود هشت فرسنگی آنجا. (از فرهنگ جهانگیری ).

معنی خرک

خرک . [ خ َ رَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان رودبار بخش طرخوران شهرستان اراک واقع در 24هزارگزی شمال باختری طرخوران . این ده کوهستانی ، سردسیر و آبش از رودخانه ٔ قره چای و محصولاتش غلات و بنشن و پنبه است

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: