مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی خرک کتف


معنی خرک کتف

خرک کتف . [ خ َ رَ ک ِ ک ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) شاید دنباله ٔ ترقوه . (یادداشت بخط مؤلف ) : بعضی از اوتار عضلهاء روی از چنبر گردن رُسته باشد و بعضی از سر استخوان سینه و بعضی سینه و بعضی از خرک کتف . (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد خرک کتف اینجا را کلیک کنید

هم معنی خرک کتف


ترجمه خرک کتف


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه خرک کتف



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی خرکش

خرکش .[ خ َ ک ُ ] (اِ) سرموزه را گویند و آن کفشی است که بر بالای موزه پوشند و در ماوراءالنهر متعارفست و در عربی جرموق خوانند. (برهان قاطع) (فرهنگ جهانگیری ) (آنندراج ) (انجمن آرای ناصری ). || جانوریست

معنی خرک

خرک . [ خ َ رَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان رودبار بخش طرخوران شهرستان اراک واقع در 24هزارگزی شمال باختری طرخوران . این ده کوهستانی ، سردسیر و آبش از رودخانه ٔ قره چای و محصولاتش غلات و بنشن و پنبه است

معنی خرکام

خرکام . [ خ َ ] (اِخ ) نام یکی از دههاهزار جریب مازندرانست . (از سفرنامه ٔ مازندران و استرآباد رابینو بخش انگلیسی ) : و از جوانب دیلمان و اشکور وطارم و خرکام کوتوالان می آمدند. (جهانگشای جوینی ).

معنی خرکاری

خرکاری . [ خ َ ] (حامص مرکب ) صفت و حالت خرکار. (یادداشت بخط مؤلف ).

معنی خرکبوتر

خرکبوتر. [ خ َ ک َ ت َ ] (اِ مرکب ) ورشان . کبوتر باطوق . کبوتر دستی . (زمخشری ). کبوتر صحرائی . (آنندراج ). فاخته . (ناظم الاطباء).

معنی خرک

خرک . [ خ َ رَ ] (ع مص ) الحاح کردن . ستیزگی نمودن . (از منتهی الارب ) (از تاج العروس ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: