مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی خرک رباب


معنی خرک رباب

خرک رباب . [ خ َ رَ ک ِ رَ / رُ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) خرکی که در زیر تارهای رباب گذارند. (از فرهنگ شعوری ورق 358). رجوع به خرک شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد خرک رباب اینجا را کلیک کنید

هم معنی خرک رباب


ترجمه خرک رباب


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه خرک رباب



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی خرکاه

خرکاه . [ خ َ ] (معرب ، اِ) معرب خرگاه . رجوع به نخبةالدهر دمشقی ص 262 و 264 شود : هفت خاتون را در این خرکاه سبز راه این درگاه والا دیده ام . خاقانی . بر درش بسته میان خرکاه وار شاه این خرکاه مین

معنی خرکسی

خرکسی . [ خ َ ک ُ ] (حامص مرکب ) حماقت . ابلهی . کون خری . (آنندراج ).

معنی خرک خدا

خرک خدا. [ خ َ رَ ک ِ خ ُ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) خر خدا. ترکیبی است که بگاه استهزاء یا تحقیر یا ترحم بکسی اطلاق کنند.

معنی خرک رود

خرک رود. [ خ َ رَ رو ] (اِخ ) نام رودی است در مازندران : چون از خرم آباد مازندران به طرف کلارستاق بحرکت آییم جاده ای در حدود دو میل و نیم که از عباس آباد گذشت به خرک رود می رسد، این رود با جریان آرام

معنی خرکده

خرکده . [ خ َ ک َ دِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بویراحمدی سردسیر بخش کهکیلویه ٔ شهرستان بهبهان ، واقع در 41هزارگزی شمال خاوری بهبهان و 20هزارگزی شمال خاوری راه آرو به بهبهان ، این ده کوهستانی و معتدل

معنی خرقی

خرقی . [ خ َ رَ ] (اِخ ) محمدبن عبداﷲ خرقی مروزی ، مکنی به ابومذعور.از راویان بوده و از اسحاق بن منصور و علی بن محمد و علی بن حزم و جز آنها حدیث کرد. (از انساب سمعانی ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: