مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی خرود


معنی خرود

خرود. [ خ َ ] (ع ص ) زن دوشیزه . (از منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ). || زن شرمگین پست آواز که همیشه پنهان ماند. (از منتهی الارب ) (از تاج العروس ). ج ، خُرُد.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد خرود اینجا را کلیک کنید

هم معنی خرود


ترجمه خرود


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه خرود



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی خروس

خروس . [ خ ُ ] (اِ) خیزآب . (یادداشت بخط مؤلف ). کوهه .موج آب . || هیکلی است شبیه خروس که از کاغذ می سازند. (یادداشت بخط مؤلف ). || قسمی ظرف شراب . پیاله . (یادداشت بخط مؤلف ) : می ز خروس ده منی ه

معنی خرورة

خرورة. [ خ َ رو رَ] (اِخ ) دخت شیث پیغمبر. (از حاشیه ٔ مجمل التواریخ و القصص از ج 1، سری اول طبری چ بریل ص 164 و 352).

معنی خرورنج

خرورنج . [ خ َ رو رَ ] (اِخ ) نام یکی از قرای خلم در ناحیه ٔ بلخ . (از معجم البلدان ).

معنی خروران آهویه

خروران آهویه . [ خ َ ی َ ] (اِخ ) دیهی است از دیهای وره . (تاریخ قم ص 138).

معنی خروز

خروز. [ خ ُ ] (اِ)خروس . خروه . خرو. (یادداشت بخط مؤلف ) : آن پسر پاره دوز شب همه شب تا بروز بانگ کند چون خروز ((اسکی پاپوج کیمده وار)) . مولوی .

معنی خرور

خرور. [ خ َ ] (اِخ ) نام یکی از وادیهای خوارزم است در نواحی ساوکان . (از معجم البلدان ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: