مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی خبرکش


معنی خبرکش

خبرکش . [ خ َ ب َ ک َ / ک ِ ] (نف مرکب ) نمام . نَموم . سخن چین . آنکه خبرگیری می کند تا مطلبی به دست آورد و بدیگری رساند.

معنی خبرکش- ترجمه خبرکش برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد خبرکش اینجا را کلیک کنید

هم معنی خبرکش

سخن‌چین : خبرآور، خبرکش، دوبه‌هم‌زن، غماز، نمام
سخن‌چینی : دوبه‌هم‌زنی، سعایت، غمز، خبرکشی، نمامی
سخن‌چینی کردن : سعایت کردن، دوبه‌هم زدن، خبرکشی کردن، نمامی کردن
خبربری : 1 رسالت 2 خبرآور، پیک، قاصد 3 خبرچینی، خبرکشی، جاسوسی، نمامی
خبرچین : صفت جاسوس، خبرکش، راید، غماز، منهی، نمام


ترجمه خبرکش

خبرکشی کردن: telltale


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه خبرکش



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی خبرکشی کردن

خبرکشی کردن . [ خ َ ب َ ک َ / ک ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) سخن چینی کردن . نمامی کردن . خبر از این به آن بردن .

معنی خبرعة

خبرعة. [ خ َ رَ ع َ ] (ع اِمص ) سخن چینی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). خبرچینی . نمامی . (از متن اللغة) (معجم الوسیط) (اقرب الموارد) (تاج العروس ).

معنی خبرز

خبرز. [ خ َ رِ ] (اِخ ) خب ریز. رجوع به خب ریز شود.

معنی خبره

خبره . [ خ َ ب ِ رَ ] (ع اِ) زمینی که در آن گیاه سدر روید. (از معجم البلدان یاقوت ).

معنی خبرکشی

خبرکشی . [ خ َ ب َ ک َ / ک ِ ] (حامص مرکب ) عمل خبرکش . سخن چینی . نمامی .

معنی خبره

خبره . [ خ َ رَ ] (ص ) محکم . استوار. || پیچیده . خَبْوَه . (از برهان قاطع) (ناظم الاطباء). || (اِمص ) سنجش . حساب . (از ناظم الاطباء). رجوع به خِبرِه شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter