مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی خانقاه


معنی خانقاه

خانقاه . [ن َ / ن ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان اورامان بخش زراب شهرستان سنندج . واقع در یک هزارگزی شمال زراب و سر راه اتومبیل رو مریوان به زراب . ناحیه ای است کوهستانی و معتدل . دارای 50 تن سکنه که سنی مذهب و کردزبانند.این ده از چشمه مشروب میشود. محصولاتش غلات ، لبنیات وتوتون است . اهالی بکشاورزی و گله داری اشتغال دارند راه مالرو میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد خانقاه اینجا را کلیک کنید

هم معنی خانقاه

سردم : 1 خانقاه 2 پاتوق 3 قهوه‌خانه 4 سکوی زورخانه
سردم‌دار : 1 رئیس، سرپرست، رهبر 2 خانقاه‌دار
صومعه: بیعت، خانقاه، دیر، عبادتگاه، عبادتخانه، معبد
عبادتگاه: بیعت، پرستشگاه، خانقاه، صومعه، عبادتخانه، کنشت، مسجد، معبد
خانقاه : 1 خانقه، خانگاه، عبادتگاه صوفیان 2 رباط، تکیه، لنگر 3 عبادتگاه، بتخانه، دیر، صومعه، عبادتخانه، کلیسا، کنشت، کنیسه، معبد


ترجمه خانقاه

خانقاه: convent
خانقاهی: abbatial
خانقاه: abbey
خانقاه: monastery


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه خانقاه


کان عجب زین حس دارد عار و ننگ *** کى بود طاوس اندر چاه تنگ‏
تا نگویى مر مرا بسیار گو *** من ز صد یک گویم و آن همچو مو
تشنیع صوفیان بر آن صوفى که پیش شیخ بسیار مى‏گوید ***
صوفیان بر صوفیى شنعت زدند *** پیش شیخ خانقاهى آمدند
شیخ را گفتند داد جان ما *** تو از این صوفى بجو اى پیشوا
گفت آخر چه گله ست اى صوفیان *** گفت این صوفى سه خو دارد گران‏
در سخن بسیار گو همچون جرس *** در خورش افزون خورد از بیست کس‏
ور بخسبد هست چون اصحاب کهف *** صوفیان کردند پیش شیخ زحف‏
شیخ رو آورد سوى آن فقیر *** که ز هر حالى که هست اوساط گیر
در خبر خیر الأمور أوساطها *** نافع آمد ز اعتدال أخلاطها


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی خانقاه

خانقاه . [ ن َ / ن ِ ] (اِخ ) قریه ٔ کوچکی است در پسنتبون کوت میمنه و مردم آن از قوم ازبک و بعضی هم از سادات بوده و بزبان ازبکی تکلم میکنند.در اینجا تقریباً 50 خانه ٔ آباد است و زراعت آن للمی است . گن

معنی خانقاه

خانقاه . [ ن َ / ن ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بیلوار بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان . واقع در19 هزارگزی شمال خاوری دیزگران و 6 هزارگزی کیونان .ناحیه ای است کوهستانی و سردسیر. دارای 585 تن سکنه که سنی

معنی خانقاه

خانقاه . [ ن َ/ ن ِ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان حسن آباد بخش حومه ٔ شهرستان سنندج . واقع در 5 هزارگزی جنوب سنندج . دارای 45 تن سکنه . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).

معنی خانقاه

خانقاه . [ ن َ / ن ِ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان خانمرود بخش هریس شهرستان اهر. واقع در 8 هزارگزی جنوب هریس و 23500 گزی شوسه ٔ تبریز به اهر. ناحیه ای است واقع در جلگه با آب و هوای معتدل و دارای 239 تن

معنی خانقاه

خانقاه . [ ن َ / ن ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان هیر بخش مرکزی شهرستان اردبیل . واقع در 24 هزارگزی جنوب خاوری اردبیل مسیر شوسه ٔ بلقاباد اردبیل . ناحیه ای است کوهستانی با آب و هوای معتدل و دارای 417 تن

معنی خانقاه

خانقاه . [ ن َ / ن ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ترگور بخش سلوانا شهرستان ارومیّه . واقع در 19 هزارگزی شمال باختری سلوانا و 5 هزارگزی شمال باختری ارابه رو انبی ، ناحیه ای است واقع دردامنه ٔ کوهستان با

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: