مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی خانقاه


معنی خانقاه

خانقاه . [ ن َ / ن ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ترگور بخش سلوانا شهرستان ارومیّه . واقع در 19 هزارگزی شمال باختری سلوانا و 5 هزارگزی شمال باختری ارابه رو انبی ، ناحیه ای است واقع دردامنه ٔ کوهستان با آب و هوای مناطق سردسیری ولی سالم . دارای 230 تن سکنه که سنی مذهب و ترک زبانند. آب آنجا از چشمه سار و محصولات آن غلات و توتون میباشد. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی جاجیم بافی است . راه مالرو میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد خانقاه اینجا را کلیک کنید

هم معنی خانقاه

سردم : 1 خانقاه 2 پاتوق 3 قهوه‌خانه 4 سکوی زورخانه
سردم‌دار : 1 رئیس، سرپرست، رهبر 2 خانقاه‌دار
صومعه: بیعت، خانقاه، دیر، عبادتگاه، عبادتخانه، معبد
عبادتگاه: بیعت، پرستشگاه، خانقاه، صومعه، عبادتخانه، کنشت، مسجد، معبد
خانقاه : 1 خانقه، خانگاه، عبادتگاه صوفیان 2 رباط، تکیه، لنگر 3 عبادتگاه، بتخانه، دیر، صومعه، عبادتخانه، کلیسا، کنشت، کنیسه، معبد


ترجمه خانقاه

خانقاه: convent
خانقاهی: abbatial
خانقاه: abbey
خانقاه: monastery


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه خانقاه


گر گلى گیرد به کف خارى شود *** ور سوى یارى رود مارى شود
کیمیاى زهر و مار است آن شقى *** بر خلاف کیمیاى متقى‏
اندرز کردن صوفى خادم را در تیمار داشت بهیمه و لاحول گفتن خادم‏ ***
صوفیى مى‏گشت در دور افق *** تا شبى در خانقاهى شد قنق‏
یک بهیمه داشت در آخر ببست *** او به صدر صفه با یاران نشست‏
پس مراقب گشت با یاران خویش *** دفترى باشد حضور یار بیش‏
دفتر صوفى سواد حرف نیست *** جز دل اسپید همچون برف نیست‏
زاد دانشمند آثار قلم *** زاد صوفى چیست آثار قدم‏
همچو صیادى سوى اشکار شد *** گام آهو دید بر آثار شد
چند گاهش گام آهو در خور است *** بعد از آن خود ناف آهو رهبر است‏


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی خانقاه

خانقاه . [ ن َ / ن ِ] (اِخ ) قریه ای است بفاصله ٔ 31 هزارگزی در جنوب غرب تکزار نزدیک دره ٔ جوی بوری در علاقه ٔ حکومت درجه ٔ اول سنگ چارک مربوط بحکومت کلان شبرغان ولایت مزارشریف و بین خط 66 درجه و 7 دق

معنی خانقاه

خانقاه . [ ن َ / ن ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ژاوه رود بخش حومه ٔ شهرستان سنندج . واقع در 26 هزارگزی جنوب باختری سنندج و 2 هزارگزی جنوب باختری درویشان . ناحیه ای است کوهستانی و سردسیر. دارای 160 تن

معنی خانقاه

خانقاه . [ ن َ / ن ِ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان دیزمار خاوری بخش ورزقان شهرستان اهر. واقع در 36 هزارگزی شمال ورزقان و 35 هزارگزی ارابه رو تبریز به اهر. ناحیه ای است کوهستانی با آب و هوای معتدل و دارا

معنی خانقاه

خانقاه . [ ن َ / ن ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان رشخوار بخش رشخوار شهرستان تربت حیدریه واقع در هفت هزارگزی جنوب خاوری رشخوار سر راه شوسه ٔ عمومی رشخوار به سلامی .ناحیه ای است واقع در دامنه ٔ کوه با آب

معنی خانقاه ابن تنب...

خانقاه ابن تنبی . [ ن َ / ن ِ هَِ اِ ن ِ ت َ ن َب ْ بی ] (اِخ ) این خانقاه را امیر جمال الدین ابوالثناء عبدالقاهربن عیسی معروف به ابن التنبی بحلب در ذیل محله ٔعقبه ساخت و آن را در سال 639 هَ . ق . (زم

معنی خانقاه

خانقاه . [ ن َ / ن ِ ] (اِخ ) دهی است بفاصله ٔ 24500 گزی در جنوب غرب مرکز حکومت کلان تالقان مربوط بولایت قطغن بین خط 69 درجه و 17 دقیقه و 57 ثانیه ٔ طول البلد شرقی و خط 36 درجه و 33 دقیقه ٔ عرض البلد

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: