مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی خالد


معنی خالد

خالد. [ ل ِ ] (اِخ ) ابن خازِم . وی از محدثان است . (منتهی الارب ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد خالد اینجا را کلیک کنید

هم معنی خالد

مخلد : پایا، جاودان، خالد، خلود و فانی
خالد : 1 پایدار، پاینده، جاودان، جاوید، مخلد و فانی، ناپایا 2 بهشتی، خلدنشینی، خلدآشیان
جاوید: ابدی، پایا، پایدار، جاویدان، خالد، دایم، دایمی، سرمد، فناناپذیر، قیوم، لایزال، مانا، ماندنی، مدام، همیشگی و زودگذر


ترجمه خالد

خالد: eternal
خالد: Khaled
خالده: Khaledeh
خالدار شدن: freckle
خالدار کردن: freckle


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه خالد


اى زننده بى‏گناهان را قفا *** در قفاى خود نمى‏بینى جزا
اى هوا را طب خود پنداشته *** بر ضعیفان صفع را بگماشته‏
بر تو خندید آن که گفتت این دو است *** اوست کآدم را به گندم رهنماست‏
که خورید این دانه اى دو مستعین *** بهر دارو تا تکونا خالدین‏
اوش لغزانید و او را زد قفا *** آن قفا واگشت و گشت این را جزا
اوش لغزانید سخت اندر زلق *** لیک پشت و دستگیرش بود حق‏
کوه بود آدم اگر پر مار شد *** کان تریاق است و بى‏اضرار شد
تو که تریاقى ندارى ذره‏اى *** از خلاص خود چرایى غره‏اى‏
آن توکل کو خلیلانه ترا *** و آن کرامت چون کلیمت از کجا
تا نبرد تیغت اسماعیل را *** تا کنى شه راه قعر نیل را


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی خالد

خالد. [ ل ِ ] (اِخ ) ابن حیان مکنی به ابویزید. وی از تابعان است و او را حدیث می باشد. رجوع به ابویزید خالدبن حیان شود.

معنی خالد

خالد. [ ل ِ ](اِخ ) ابن ربیع المکی الطولانی ملقب به امیر عمید فخرالدین تاج الافاضل . وی از افاضل و بزرگان خراسان بوده و در نظم و نثر دست داشته است . میان او و انوری مکاتبات و مشاعرات بود، و این بیت دل

معنی خالد

خالد. [ ل ِ ] (اِخ ) ابن حمیدالمصری الاسکندرانی مکنی به ابوحمید المهری ، وی از کسانی است که اصحاب کتب ستة حدیث او را تخریج کرده اند. او از بکربن عمرومعافری و ابی عقیل زهرةبن معبد حدیث می کند و ابن وهب

معنی خالد

خالد. [ ل ِ ] (اِخ ) ابن حکیم بن حزام بن خویلد. هشام بن الکلبی گفت وی در روز فتح مکه اسلام آورد. ابن السکن در ترجمه ٔ حال پدر او گفت : وی را پسرانی بنام خالد و هشام و یحیی بودند که همه اسلام آوردند. ط

معنی خالد

خالد. [ ل ِ ] (اِخ ) ابن حرملة العبدی . وی از راویان است و از زینب زن ابی نضره و جز او روایت می کند و نصربن علی و معلی بن اسد و جز این دو از او روایت دارند. صاحب «حافل » او را نام برده است و می گوید ک

معنی خالد

خالد. [ ل ِ ] (اِخ ) ابن حواری الحبشی . ابن ابی خثیمه و بغوی و مطین گویند که اسماعیل بن ابراهیم الترجمانی بما خبرداد و گفت اسحاق بن حارث برای ما حدیث کرد و گفت خالدبن الحواری را مردی حبشی یافتم واز اص

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: