مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی خالد


معنی خالد

خالد. [ ل ِ ] (اِخ ) ابن ابی هیاج . وی اول کس بود که در صدر اول مصاحف نوشت و بحسن خط شهرت داشت و شعر و اخبار برای ولیدبن عبدالملک تحریر می کرد.

معنی خالد- ترجمه خالد برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد خالد اینجا را کلیک کنید

هم معنی خالد

مخلد : پایا، جاودان، خالد، خلود و فانی
خالد : 1 پایدار، پاینده، جاودان، جاوید، مخلد و فانی، ناپایا 2 بهشتی، خلدنشینی، خلدآشیان
جاوید: ابدی، پایا، پایدار، جاویدان، خالد، دایم، دایمی، سرمد، فناناپذیر، قیوم، لایزال، مانا، ماندنی، مدام، همیشگی و زودگذر


ترجمه خالد

خالد: eternal
خالد: Khaled
خالده: Khaledeh
خالدار شدن: freckle
خالدار کردن: freckle


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه خالد


گر بود داد خسان افزون ز ریگ *** تو بمیرى و آن بماند مرده ریگ‏
عکس آخر چند پاید در نظر *** اصل بینى پیشه کن اى کژ نگر
حق چو بخشش کرد بر اهل نیاز *** با عطا بخشیدشان عمر دراز
خالدین شد نعمت و منعم علیه *** محیى الموتاست فاجتازوا إلیه‏
داد حق با تو در آمیزد چو جان *** آن چنان که آن تو باشى و تو آن‏
گر نماند اشتهاى نان و آب *** بدهدت بى‏این دو قوت مستطاب‏
فربهى گر رفت حق در لاغرى *** فربهى پنهانت بخشد آن سرى‏
چون پرى را قوت از بو مى‏دهد *** هر ملک را قوت جان او مى‏دهد
جان چه باشد که تو سازى زو سند *** حق به عشق خویش زنده‏ت مى‏کند
زو حیات عشق خواه و جان مخواه *** تو از او آن رزق خواه و نان مخواه‏


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی خالد

خالد. [ ل ِ ] (اِخ ) ابن ایاس مدنی مکنی به ابوالهیثم . از محدثان است و تابعی نیز بوده . رجوع به ابوالهیثم خالدبن ایاس شود.

معنی خالد

خالد. [ ل ِ ] (اِخ ) ابن ابی طریف . وی از وهب بن منبه روایت دارد. ابن مدائنی و هشام بن یوسف او را ضعیف می دانند. ابن عدی می گوید به گمان من او را جز دو یا سه حدیث حدیثی نیست . (از لسان المیزان ج 2 ص 3

معنی خالد

خالد. [ ل ِ ] (اِخ ) ابن ایوب . وی از روات است و ازپدرش بصری روایت دارد و جریربن حازم نیز از او روایت می کند. یحیی بن معین او را ناچیز و ابوحاتم او را منکر دانسته و می گوید: معنی قول یحیی بن معین مبنی

معنی خالد

خالد. [ ل ِ ] (اِخ ) ابن اسیدبن ابی مغلس . عبدان او را نام برده ولی تصحیف کرده است و صواب خالدبن ابی العیص است . (از الاصابه ج 1 قسم رابع ص 154). رجوع به خالدبن اسیدبن ابی عیص شود.

معنی خالد

خالد. [ ل ِ ] (اِخ ) ابن اسماعیل مخزومی . وی از راویان است و از مالک روایت می کند. و احمدبن یعقوب ازو روایت دارد خطیب این دو را مجهول دانسته است . (از لسان المیزان ج 2 ص 373).

معنی خالد

خالد. [ ل ِ ] (اِخ ) ابن ابی کریمة. وی از اهل اصفهان از محله ٔ سُنبُلان است که در کوفه سکونت داشت . ابن عیینه و مسعر و ثوری و شعبه از او حدیث می کنند. در کتاب ذکر اخبار اصفهان احادیث چندی است که خالد

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: