مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی خالد مروی


معنی خالد مروی

خالد مروی . [ ل ِ دِ م َرْ ] (اِخ ) فخرالدین خالد مروی یکی از شعرای پارسی زبان است و این دو بیت او راست که درباره ٔ منافقان سنجر گفته : آنها که به خدمتت نفاق آوردند سرجمله عمر خویش طاق آوردند دور از سر تو سام به سرسام بمرد وین» سر سوری به فراق آوردند. (از تاریخ گزیده ص 460). در حبیب السیر چ خیام جزء 4 ج 2 ص 509 این نام به صورت فخرالدین خالد هروی آمده است .

معنی خالد مروی- ترجمه خالد مروی برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد خالد مروی اینجا را کلیک کنید

هم معنی خالد مروی


ترجمه خالد مروی


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه خالد مروی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی خالدآباد

خالدآباد. [ ل ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سنخواست بخش اسفراین بخش بجنورد واقع در 50 هزارگزی جنوب باختری اسفراین و 2 هزارگزی جنوب مالرو عمومی میان آباد به جاجرم . ناحیه ای است واقع در جلگه دارای آب و

معنی خالدافندی

خالدافندی . [ ل ِ اَ ف َ ] (اِخ ) شیخ خالد افندی خطاب . او راست : «دیوان شاعر الفلاسفة و فیلسوف الشعراء»یا «منتخبات اللزومیات » که در اسکندریه بدون تاریخ در 160 صفحه و در مصر به سال 1319 هَ . ق . در 1

معنی خالدآبادی

خالدآبادی . [ ل ِ ] (اِخ ) ابراهیم بن محمد خالدآبادی مروزی مکنی به ابواسحاق . وی به خالدآباد سرخس منسوب است . او از دانشمندان عصر خود بود و تصنیف اصول کردو شرحی بر «المختصر مزنی » نوشت . مردم از نقاط

معنی خالد ولید

خالد ولید. [ ل ِ دِ وَ ] (اِخ ) وی یکی از صحابه است . رجوع به خالدبن ولید، ملقب به سیف اﷲ شود.

معنی خالد قسری

خالد قسری . [ ل ِ دِ ق َ ] (اِخ ) رجوع به خالدبن عبداﷲ القسری شود.

معنی خالدار ضرومی

خالدار ضرومی . (اِخ ) وی از مشاهیر خطاطین است و در خطوط متنوعه مهارت زیاد داشت . تاریخ وفات وی به سال 1040 میباشد. (از قاموس الاعلام ترکی ج 3 ص 2015).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter