مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی خالدی


معنی خالدی

خالدی . [ ل ِ ] (اِخ ) نام شاعری بوده است از ولایت حصار شادمان و به شهر هرات به جهت تحصیل آمد و مدت مدید سبق خواند و بسیار باصلاحیت است . همانا از اولاد خالدبن ولید است . از اوست این مطلع: مترس از تن خاکی بوقت کشتن من اگر به تیغ تو گردی رسد به گردن من . (از ترجمه ٔ مجالس النفائس امیر علیشیر نوائی لطائف نامه ص 120).

معنی خالدی- ترجمه خالدی برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد خالدی اینجا را کلیک کنید

هم معنی خالدی


ترجمه خالدی


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه خالدی


گر بود داد خسان افزون ز ریگ *** تو بمیرى و آن بماند مرده ریگ‏
عکس آخر چند پاید در نظر *** اصل بینى پیشه کن اى کژ نگر
حق چو بخشش کرد بر اهل نیاز *** با عطا بخشیدشان عمر دراز
خالدین شد نعمت و منعم علیه *** محیى الموتاست فاجتازوا إلیه‏
داد حق با تو در آمیزد چو جان *** آن چنان که آن تو باشى و تو آن‏
گر نماند اشتهاى نان و آب *** بدهدت بى‏این دو قوت مستطاب‏
فربهى گر رفت حق در لاغرى *** فربهى پنهانت بخشد آن سرى‏
چون پرى را قوت از بو مى‏دهد *** هر ملک را قوت جان او مى‏دهد
جان چه باشد که تو سازى زو سند *** حق به عشق خویش زنده‏ت مى‏کند
زو حیات عشق خواه و جان مخواه *** تو از او آن رزق خواه و نان مخواه‏


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی خالدی

خالدی . [ ل ِ ] (اِخ ) ابوبکر محمدبن هاشم بن وعلة. وی یکی از سخن سرایان بوده و غالباً در نظم اشعار با برادر خود ابوعثمان سعیدبن هاشم بن وعلة خالدی مشارکت میکرده است . از این جهت این دو را «الخالدیان »

معنی خالدی

خالدی . [ ل ِ ] (اِخ ) سعدالدین قتلغ خواجه خالدی قزوینی . وی نبیره ٔ شیخ نورالدین گیلانی بود که غازان خان و اکثر مغول بر دست او مسلمان شدند. او عالمی عامل و متبحر بود. در محرم 728 هَ . ق . به قزوین در

معنی خالده

خالده . [ ل ِ دَ ] (اِخ ) بنت حارث . وی یکی از زنان عرب است که صحابت رسول را ادراک کرد. (از قاموس الاعلام ترکی ج 3 ص 2017).

معنی خالده

خالده . [ ل ِ دَ ] (اِخ ) بنت انس انصاری . وی خاله ٔ عبداﷲبن سلامک است . (از قاموس الاعلام ترکی ج 3 ص 2017).

معنی خالدی

خالدی . [ ل ِ] (اِخ ) ابوجعفر خالدی ، نام یکی از بزرگان است . حمداﷲ مستوفی نام او را در جزو گروهی آورده که مجرد نام آنها معلوم شده و زمان وفات و لطائف سخنانشان بدست نیامده است . (از تاریخ گزیده ٔ حمدا

معنی خالدیا

خالدیا. [ ل ِ ] (اِخ ) نام نقطه ای در نزدیکی طرابوزان در عهد دولت بیزانس بوده است . (از تاریخ کرد رشیدیاسمی ص 92). رجوع به خالدی (محرف کلمه ٔ کرد) شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter