مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی خالدافندی


معنی خالدافندی

خالدافندی . [ ل ِ اَ ف َ ] (اِخ ) شیخ خالد افندی خطاب . او راست : «دیوان شاعر الفلاسفة و فیلسوف الشعراء»یا «منتخبات اللزومیات » که در اسکندریه بدون تاریخ در 160 صفحه و در مصر به سال 1319 هَ . ق . در 174 صفحه چاپ شده است . (از معجم المطبوعات ج 2 ستون 813).

معنی خالدافندی- ترجمه خالدافندی برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد خالدافندی اینجا را کلیک کنید

هم معنی خالدافندی


ترجمه خالدافندی


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه خالدافندی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی خالدی

خالدی . [ ل ِ ] (اِخ ) جلال الدین خالدی نام یکی ازبزرگان بوده که در ناحیت کش سکنی داشته است . صاحب انیس الطالبین آرد: بطرف کش روم بخدمت مولانا جلال الدین خالدی . (از انیس الطالبین نسخه ٔ خطی مؤلف ص 2

معنی خالدارآباد

خالدارآباد. (اِخ ) دهی است از دهستان لاهیجان بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد. واقع در 57 هزارگزی باختر مهاباد و 1500 گزی باختر شوسه ٔ خانه به نقده . ناحیه ای است واقع در جلگه با آب و هوای معتدل ولی مالاریائ

معنی خالدآباد

خالدآباد. [ ل ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش اشنویه شهرستان ارومیه واقع در 6500 گزی جنوب خاوری اشنویه و 3 هزارگزی جنوب شوسه ٔ اشنویه به نقده . ناحیه ای است واقع در جلگه دارای آب و هوای سردسیر

معنی خالده

خالده . [ ل ِ دَ ] (اِخ ) بنت ابی لهب . وی یکی از زنان عرب در زمان رسول است .پیغمبر او را به ازدواج عثمان بن ابی العاص ثقفی درآورد. (از عقد الفرید چ محمد سعید العریان ج 7 ص 143).

معنی خالدآباد

خالدآباد. [ل ِ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان بهنام وسط بخش ورامین شهرستان تهران . واقع در هفت هزارگزی جنوب باختر ورامین متصل براه فرعی ورامین به دمزآباد. ناحیه ای است واقع در جلگه دارای آب و هوای معتدل

معنی خالدار ضرومی

خالدار ضرومی . (اِخ ) وی از مشاهیر خطاطین است و در خطوط متنوعه مهارت زیاد داشت . تاریخ وفات وی به سال 1040 میباشد. (از قاموس الاعلام ترکی ج 3 ص 2015).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: