مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی خالدار ضرومی


معنی خالدار ضرومی

خالدار ضرومی . (اِخ ) وی از مشاهیر خطاطین است و در خطوط متنوعه مهارت زیاد داشت . تاریخ وفات وی به سال 1040 میباشد. (از قاموس الاعلام ترکی ج 3 ص 2015).

معنی خالدار ضرومی- ترجمه خالدار ضرومی برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد خالدار ضرومی اینجا را کلیک کنید

هم معنی خالدار ضرومی


ترجمه خالدار ضرومی


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه خالدار ضرومی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی خالدآبادی

خالدآبادی . [ ل ِ ] (اِخ ) ابراهیم بن محمد خالدآبادی مروزی مکنی به ابواسحاق . وی به خالدآباد سرخس منسوب است . او از دانشمندان عصر خود بود و تصنیف اصول کردو شرحی بر «المختصر مزنی » نوشت . مردم از نقاط

معنی خالده

خالده . [ ل ِ دَ ] (اِخ ) بنت حارث . وی یکی از زنان عرب است که صحابت رسول را ادراک کرد. (از قاموس الاعلام ترکی ج 3 ص 2017).

معنی خالدی

خالدی . [ ل ِ ] (اِخ ) محرف و مصحف کلمه ٔ «کرد» است . رشید یاسمی در تاریخ کرد چنین آرد: بعضی از محققان جدید کرد را تحریف خالدی شمرده اند چه در قرن نهم قبل از میلاد در «وان » دولتی تشکیل شد بنام هالد ی

معنی خالدآباد

خالدآباد. [ ل ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سنخواست بخش اسفراین بخش بجنورد واقع در 50 هزارگزی جنوب باختری اسفراین و 2 هزارگزی جنوب مالرو عمومی میان آباد به جاجرم . ناحیه ای است واقع در جلگه دارای آب و

معنی خالدارآباد

خالدارآباد. (اِخ ) دهی است از دهستان لاهیجان بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد. واقع در 57 هزارگزی باختر مهاباد و 1500 گزی باختر شوسه ٔ خانه به نقده . ناحیه ای است واقع در جلگه با آب و هوای معتدل ولی مالاریائ

معنی خالدار

خالدار. (نف مرکب ) آنکه خال دارد. صاحب خال . مرقش . اشیم . منقط : ز لعل خالدار گلرخان بیدل مباش ایمن بلای جان بود با هم چو آمیزد می و افیون . بیدل (از آنندراج ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: