مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی خازم


معنی خازم

خازم . [ زِ ] (اِخ ) ابن قاسم . وی از اباعسیب رضی اﷲ عنه حدیث شنید و صحابی بود، از او هم تبوذکی حدیث شنید گرچه این تبوذکی معروف نیست . باری نام او را بخاری برده است ابوحاتم می گوید او از شیوخ است . (از لسان المیزان ج 2 ص 372).

معنی خازم- ترجمه خازم برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد خازم اینجا را کلیک کنید

هم معنی خازم


ترجمه خازم


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه خازم



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی خازق

خازق . [ زِ ] (ع ص ) تیری که به هدف رسد. (آنندراج ) (منتهی الارب ) (دکری ج 1ص 604) (اقرب الموارد) (المنجد) (مهذب الاسماء). || (اِ) سنان . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).

معنی خازم رجبی

خازم رجبی . [ زِ رَ ] (اِخ ) ابن محمد. از محدثان است . (منتهی الارب ).

معنی خازن

خازن . [ زِ ] (اِخ ) ابوجعفر الخازن او الخازنی ، از علماء قرن دوازدهم میلادی است کنیة او اشهر از اسم عجمی النسب اوست . وی خبیر بحساب و هندسه و عالم به ارصاد عمل به آن بوده است . (معجم المطبوعات ج 1 ص

معنی خازم

خازم . [ زِ ] (اِخ ) ابن مَروان . از محدثان است . (منتهی الارب ). بعضی او را حازم یاد کرده اند. رجوع به حازم شود.

معنی خازموگام

خازموگام . [ م ُ ] (فرانسوی ، ص ) گلهائی را که فقط پس از شکفتن گل بارورگردند خازموگام می نامند. در لقاح گیاهان تشکیل تخم یعنی حرکت گامت نر بجانب گامت ماده سه دوره دارد: دوره ٔ اول گردافشانی . گرد اف

معنی خازم

خازم . [ زِ ] (اِخ ) ابن محمدبن خازم ابوبکر القرطبی . از یونس بن مغیث و غیره حدیث نقل کرده است . ابن بشکوال گوید این مرد وافرالادب و قدیم الطلب در حدیث بود ولی در ضبط آنچنان دقت نمیکرد و در آنچه می شن

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: