مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی کیگا


معنی کیگا

کیگا. (اِخ ) دهی از بخش کن شهرستان تهران است و 475 تن سکنه دارد. بقعه ٔ امام زاده داود که در تابستان زائران از تهران به زیارت آن می روند در سه هزارگزی این ده واقع است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1). از قرای بلوک کن و سولقان و ارنگه در ایالت تهران و دارای معدن سرب است . (از جغرافیای سیاسی کیهان ص 364). قریه ای به شمال شرقی تهران در نزدیکی امام زاده داود و یونجه زار و مردم آنجا بیشتر احول باشند. (ازیادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به کیگانی شود.

معنی کیگا- ترجمه کیگا برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد کیگا اینجا را کلیک کنید

هم معنی کیگا


ترجمه کیگا


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه کیگا



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی کیکو

کیکو. (اِ) به معنی تالاب و کولاب در رشیدی آمده . (آنندراج ). تالاب و آبگیر و کیلو. || چکاوک . (ناظم الاطباء).

معنی کیل

کیل . [ ک َ ] (ع مص ) پیمودن گندم را. مکیل . مکال . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). اندازه نمودن چیزی را به چیزی . (آنندراج ). پیمودن به پیمانه . (تاج المصادر بیهقی ). پیمودن . (غیاث ). پیمودن گندم

معنی کیکن

کیکن . [ کی ک ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان مرکزی بخش مریوان است که در شهرستان سنندج واقع است و 185 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).

معنی کیگایی

کیگایی . (ص نسبی ) از مردم کیگا. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || احول . (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). - مثل کیگاییها ؛ لوچ . احول . (از امثال و حکم ص 1476). رجوع به کیگا شود.

معنی کیل پیما

کیل پیما. [ ک َ / ک ِپ َ / پ ِ ] (نف مرکب ) کَیّال . آنکه با کیل می سنجد. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به کیال شود.

معنی کیکیز

کیکیز. (اِ) تراتیزک را گویند. (فرهنگ جهانگیری ). تره تیزک . (فرهنگ رشیدی ). تفلیسی این کلمه را با زا ضبط کرده ، چون این کتاب برای قافیه ها تألیف شده کیکیز را در ردیف کاریزو ارزیز آورده و چون آن را کک

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: