مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی کیکیز


معنی کیکیز

کیکیز. (اِ) تراتیزک را گویند. (فرهنگ جهانگیری ). تره تیزک . (فرهنگ رشیدی ). تفلیسی این کلمه را با زا ضبط کرده ، چون این کتاب برای قافیه ها تألیف شده کیکیز را در ردیف کاریزو ارزیز آورده و چون آن را کک کوج و ککز و ککج و ککش و کیکیش نیز گفته اند بی شبهه با زا باشد نه به اراء مهمله . (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : گنده دماغی بنفشه بوی نه کالوخ گنده دهانی کرفس خای نه کیکیز. سوزنی (از جهانگیری ). رجوع به کیکیر شود.

معنی کیکیز- ترجمه کیکیز برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد کیکیز اینجا را کلیک کنید

هم معنی کیکیز


ترجمه کیکیز


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه کیکیز



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی کیکو

کیکو. (اِ) به معنی تالاب و کولاب در رشیدی آمده . (آنندراج ). تالاب و آبگیر و کیلو. || چکاوک . (ناظم الاطباء).

معنی کیل

کیل . (اِخ ) قریه ای است در ساحل دجله زیر زریران ، و همان کال است که در قول ابن الحجاج آمده است : لعن اﷲ ایلتی بالکال . (از معجم البلدان ).

معنی کیل

کیل . [ ک َی ْ ی ِ ] (ع اِ) بهترین و برگزیده ٔ چیزی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || براده و پوسته ، و گویند: خرج من الزندالکیل ؛ یعنی از آتش زنه براده و پوسته خارج شد. (از اقرب الموارد)

معنی کیکیهان

کیکیهان . [ ] (اِ) قرقیهان . (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : و او را کیکیهان خوانند، گرم و خشک است ... (الابنیه چ دانشگاه ص 254). رجوع به قرقیهان شود.

معنی کیکو

کیکو. (اِخ ) دهی از دهستان پنجکرستاق است که در بخش مرکزی شهرستان نوشهر واقع است و 200 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3).

معنی کیکم

کیکم . [ ک َ / ک ِ ک َ ] (اِ) نام شیردار است در آستارا و طوالش و درفک . (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). در آستارا و طوالش و کوهپایه ٔ گیلان شیردار را گویند. (از جنگل شناسی تألیف کریم ساعی ج 1 ص 207).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: