مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی کهری


معنی کهری

کهری . [ ک َ ] (اِ) بدل . عوض . (فرهنگ نعمةاﷲ، از یادداشت به خط مرحوم دهخدا).

معنی کهری- ترجمه کهری برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد کهری اینجا را کلیک کنید

هم معنی کهری

کاریز: آب‌رو، قنات، کهریز


ترجمه کهری


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه کهری



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی کهریز

کهریز. [ ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان انزل است که در بخش حومه ٔ شهرستان ارومیه واقع است و 1040 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

معنی کهرم

کهرم . [ ک َ رُ ] (اِخ ) نام شهری قدیم از شهرهای فارس که در زمان اردشیر بابکان نیز آباد بوده و معرب آن جهرم است . (آنندراج ) (انجمن آرا). رجوع به جهرم شود.

معنی کهریز

کهریز. [ ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان کورایم است که در بخش مرکزی شهرستان اردبیل واقع است و 306 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

معنی کهروئیه

کهروئیه . [ ک َ ئی ی ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان پشتکوه است که در بخش سیر شهرستان یزد واقع است و 831 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10).

معنی کهریز

کهریز. [ ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان ایردموسی است که در بخش مرکزی شهرستان اردبیل واقع است و 164 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

معنی کهرم

کهرم . [ ک ُ رَ / ک َ رَ ] (اِخ ) شاهزاده ٔ تورانی پسر ارجاسب . (فهرست ولف ) : برادر بد او را دو اهریمنان یکی کهرم و دیگر اندیرمان . فردوسی . رجوع به ماده ٔ قبل شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: