مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی کهریز


معنی کهریز

کهریز. [ ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان جاپلق است که در بخش الیگودرز شهرستان بروجرد واقع است و 484 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).

معنی کهریز- ترجمه کهریز برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد کهریز اینجا را کلیک کنید

هم معنی کهریز

کاریز: آب‌رو، قنات، کهریز


ترجمه کهریز


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه کهریز



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی کهروئیه

کهروئیه . [ ک َ ئی ی ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان پشتکوه است که در بخش سیر شهرستان یزد واقع است و 831 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10).

معنی کهرور

کهرور. [ ک ُ ] (ع اِمص ) کهرورة. ترشروئی . اسم است . (منتهی الارب ). || (ص ) آنکه سرزنش کند و بانگ برزند مردم را. کهرورة مثل آن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ترش روی و عبوس کننده وترشروئی که سرز

معنی کهریز

کهریز. [ ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان دره صیدی است که در بخش اشترینان شهرستان بروجرد واقع است و 224 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).

معنی کهریز

کهریز. [ ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان دروفرامان است که در بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان واقع است و 500 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).

معنی کهریز

کهریز. [ ک َ ] (اِخ ) دهی ازدهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان است و 180 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).

معنی کهریز

کهریز. [ ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان کولیونداست که در بخش سلسله ٔ شهرستان خرم آباد واقع است و 240 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: