مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی کهریز


معنی کهریز

کهریز. [ ک َ ] (اِ) کاریز و قنات و مجرای آب در زیرزمین . (از ناظم الاطباء). کاریز. کاهریز. قنات . (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : چون از دور یکی رابدیدی ، اعلام کردی جمله در کهریزها و میان ریگ پنهان شدندی . (تاریخ غازان ص 249). رجوع به کاریز شود.

معنی کهریز- ترجمه کهریز برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد کهریز اینجا را کلیک کنید

هم معنی کهریز

کاریز: آب‌رو، قنات، کهریز


ترجمه کهریز


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه کهریز



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی کهریز

کهریز. [ ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان انزل است که در بخش حومه ٔ شهرستان ارومیه واقع است و 1040 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

معنی کهریز

کهریز. [ ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان ماهیدشت است که در بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان واقع است و 215 تن سکنه دارد. در دو محل به فاصله ٔ سه هزار گز واقع و به کهریز علی آباد و کهریز پایین مشهور است . (از ف

معنی کهریز

کهریز. [ ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان کله بوز است که در بخش مرکزی شهرستان میانه واقع است و 119 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

معنی کهرم

کهرم . [ ک َ رُ ] (اِخ ) نام شهری قدیم از شهرهای فارس که در زمان اردشیر بابکان نیز آباد بوده و معرب آن جهرم است . (آنندراج ) (انجمن آرا). رجوع به جهرم شود.

معنی کهریز

کهریز. [ ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان خالصه است که در بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان واقع است و 417 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).

معنی کهرم

کهرم . [ ک ُ رَ / ک َ رَ ] (اِخ ) شاهزاده ٔ تورانی پسر ارجاسب . (فهرست ولف ) : برادر بد او را دو اهریمنان یکی کهرم و دیگر اندیرمان . فردوسی . رجوع به ماده ٔ قبل شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: