مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی کهریز


معنی کهریز

کهریز. [ ک َ ] (اِ) کاریز و قنات و مجرای آب در زیرزمین . (از ناظم الاطباء). کاریز. کاهریز. قنات . (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : چون از دور یکی رابدیدی ، اعلام کردی جمله در کهریزها و میان ریگ پنهان شدندی . (تاریخ غازان ص 249). رجوع به کاریز شود.

معنی کهریز- ترجمه کهریز برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد کهریز اینجا را کلیک کنید

هم معنی کهریز

کاریز: آب‌رو، قنات، کهریز


ترجمه کهریز


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه کهریز



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی کهریز

کهریز. [ ک َ ] (اِخ ) دهی ازدهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان است و 180 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).

معنی کهریز

کهریز. [ ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان ایردموسی است که در بخش مرکزی شهرستان اردبیل واقع است و 164 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

معنی کهریز

کهریز. [ ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان کولیونداست که در بخش سلسله ٔ شهرستان خرم آباد واقع است و 240 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).

معنی کهریز

کهریز. [ ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان ایردموسی است که در بخش مرکزی شهرستان اردبیل واقع است و 329 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

معنی کهرور

کهرور. [ ک ُ ] (ع اِمص ) کهرورة. ترشروئی . اسم است . (منتهی الارب ). || (ص ) آنکه سرزنش کند و بانگ برزند مردم را. کهرورة مثل آن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ترش روی و عبوس کننده وترشروئی که سرز

معنی کهریز

کهریز. [ ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان دروفرامان است که در بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان واقع است و 500 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter