مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی کهریز


معنی کهریز

کهریز. [ ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان ایردموسی است که در بخش مرکزی شهرستان اردبیل واقع است و 164 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

معنی کهریز- ترجمه کهریز برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد کهریز اینجا را کلیک کنید

هم معنی کهریز

کاریز: آب‌رو، قنات، کهریز


ترجمه کهریز


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه کهریز



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی کهرورة

کهرورة. [ ک ُ رَ ] (ع اِمص ) کهرور. (منتهی الارب ). ترشروئی ، و گویند: «فی فلان کهرورة»؛ ای انتهار لمن خاطبه و تعبیس الوجه . (از اقرب الموارد). رجوع به کهرور (معنی اول ) شود. || (ص ) کهرور. رجوع به که

معنی کهریز توسک

کهریز توسک . [ ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان حومه ٔ شهرستان ملایر است و 187 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5)

معنی کهریز

کهریز. [ ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان بیلوار است که در بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان واقع است و 535 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).

معنی کهریز بقازی

کهریز بقازی . [ ک َ ب ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان سردرود است که در بخش رزن شهرستان همدان واقع است و 505 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).

معنی کهریز

کهریز. [ ک َ ] (اِ) کاریز و قنات و مجرای آب در زیرزمین . (از ناظم الاطباء). کاریز. کاهریز. قنات . (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : چون از دور یکی رابدیدی ، اعلام کردی جمله در کهریزها و میان ریگ پنهان

معنی کهریز

کهریز. [ ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان چهاراویماق است که در بخش قره آغاج شهرستان مراغه واقع است و 106 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: