مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی کهرکور


معنی کهرکور

کهرکور. [ ک َ هََ] (اِخ ) دهی از بخش قصرقند شهرستان چاه بهار است و 300 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).

معنی کهرکور- ترجمه کهرکور برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد کهرکور اینجا را کلیک کنید

هم معنی کهرکور


ترجمه کهرکور


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه کهرکور



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی کهرور

کهرور. [ ک ُ ] (ع اِمص ) کهرورة. ترشروئی . اسم است . (منتهی الارب ). || (ص ) آنکه سرزنش کند و بانگ برزند مردم را. کهرورة مثل آن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ترش روی و عبوس کننده وترشروئی که سرز

معنی کهریز

کهریز. [ ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان انزل است که در بخش حومه ٔ شهرستان ارومیه واقع است و 1040 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

معنی کهرخنگ

کهرخنگ . [ ک َ هََ خ ِ ] (اِ مرکب ) رنگی از رنگهای اسب . (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به کَهَر شود.

معنی کهرباگون

کهرباگون . [ ک َ رُ ] (ص مرکب ) کهربارنگ . هر چیز زردرنگ . (ناظم الاطباء) : مکن زیر این لاجوردی بساط بدین قلعه ٔ کهرباگون نشاط. نظامی . بیا ساقی آن آب آتش خیال درافکن بدان کهرباگون سفال . نظامی .

معنی کهربای

کهربای . [ ک َ رُ ] (اِ مرکب ) کهربا : ربودندش آن دیوساران ز جای چو کهبرگ را مهره ٔ کهربای . نظامی . بیجاده اشارت درِ تو رخساره چو کهربای کردم . خاقانی (دیوان چ سجادی ص 641).

معنی کهریز

کهریز. [ ک َ ] (اِ) کاریز و قنات و مجرای آب در زیرزمین . (از ناظم الاطباء). کاریز. کاهریز. قنات . (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : چون از دور یکی رابدیدی ، اعلام کردی جمله در کهریزها و میان ریگ پنهان

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter