مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی کهرورة


معنی کهرورة

کهرورة. [ ک ُ رَ ] (ع اِمص ) کهرور. (منتهی الارب ). ترشروئی ، و گویند: «فی فلان کهرورة»؛ ای انتهار لمن خاطبه و تعبیس الوجه . (از اقرب الموارد). رجوع به کهرور (معنی اول ) شود. || (ص ) کهرور. رجوع به کهرور (معنی دوم ) شود.

معنی کهرورة- ترجمه کهرورة برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد کهرورة اینجا را کلیک کنید

هم معنی کهرورة


ترجمه کهرورة


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه کهرورة



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی کهریز

کهریز. [ ک َ ] (اِ) کاریز و قنات و مجرای آب در زیرزمین . (از ناظم الاطباء). کاریز. کاهریز. قنات . (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : چون از دور یکی رابدیدی ، اعلام کردی جمله در کهریزها و میان ریگ پنهان

معنی کهرم

کهرم . [ ک ُ رَ / ک َ رَ ] (اِخ ) شاهزاده ٔ تورانی پسر ارجاسب . (فهرست ولف ) : برادر بد او را دو اهریمنان یکی کهرم و دیگر اندیرمان . فردوسی . رجوع به ماده ٔ قبل شود.

معنی کهریز

کهریز. [ ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان کولیونداست که در بخش سلسله ٔ شهرستان خرم آباد واقع است و 240 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).

معنی کهرکور

کهرکور. [ ک َ هََ] (اِخ ) دهی از بخش قصرقند شهرستان چاه بهار است و 300 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).

معنی کهریز

کهریز. [ ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان چهاردولی است که در بخش مرکزی شهرستان مراغه واقع است و 136 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

معنی کهریز

کهریز. [ ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان دره صیدی است که در بخش اشترینان شهرستان بروجرد واقع است و 224 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter