مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی کهرورة


معنی کهرورة

کهرورة. [ ک ُ رَ ] (ع اِمص ) کهرور. (منتهی الارب ). ترشروئی ، و گویند: «فی فلان کهرورة»؛ ای انتهار لمن خاطبه و تعبیس الوجه . (از اقرب الموارد). رجوع به کهرور (معنی اول ) شود. || (ص ) کهرور. رجوع به کهرور (معنی دوم ) شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد کهرورة اینجا را کلیک کنید

هم معنی کهرورة


ترجمه کهرورة


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه کهرورة



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی کهریز

کهریز. [ ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان کورایم است که در بخش مرکزی شهرستان اردبیل واقع است و 306 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

معنی کهریز

کهریز. [ ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان دروفرامان است که در بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان واقع است و 500 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).

معنی کهرم

کهرم . [ ک َ رُ ] (اِخ ) نام شهری قدیم از شهرهای فارس که در زمان اردشیر بابکان نیز آباد بوده و معرب آن جهرم است . (آنندراج ) (انجمن آرا). رجوع به جهرم شود.

معنی کهرور

کهرور. [ ک ُ ] (ع اِمص ) کهرورة. ترشروئی . اسم است . (منتهی الارب ). || (ص ) آنکه سرزنش کند و بانگ برزند مردم را. کهرورة مثل آن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ترش روی و عبوس کننده وترشروئی که سرز

معنی کهریز

کهریز. [ ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان کله بوز است که در بخش مرکزی شهرستان میانه واقع است و 119 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

معنی کهریز

کهریز. [ ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان جاپلق است که در بخش الیگودرز شهرستان بروجرد واقع است و 484 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: