مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی کهروذ


معنی کهروذ

کهروذ. [ ک ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان دلارستاق است که در بخش لاریجان شهرستان آمل واقع است و 315 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3).

معنی کهروذ- ترجمه کهروذ برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد کهروذ اینجا را کلیک کنید

هم معنی کهروذ


ترجمه کهروذ


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه کهروذ



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی کهرم

کهرم . [ ک ُ رَ / ک َ رَ ] (اِخ ) شاهزاده ٔ تورانی پسر ارجاسب . (فهرست ولف ) : برادر بد او را دو اهریمنان یکی کهرم و دیگر اندیرمان . فردوسی . رجوع به ماده ٔ قبل شود.

معنی کهرورة

کهرورة. [ ک ُ رَ ] (ع اِمص ) کهرور. (منتهی الارب ). ترشروئی ، و گویند: «فی فلان کهرورة»؛ ای انتهار لمن خاطبه و تعبیس الوجه . (از اقرب الموارد). رجوع به کهرور (معنی اول ) شود. || (ص ) کهرور. رجوع به که

معنی کهره

کهره . [ ک َ رَ / رِ ] (اِ) بزغاله ٔ شیرمست را گویند. (برهان ) (فرهنگ رشیدی )(آنندراج ). بزغاله ٔ شیرمست و بزغاله ٔ شش ماهه . (ناظم الاطباء). اسم فارسی جدی است . (فهرست مخزن الادویه ). در فارس (شیراز

معنی کهریز

کهریز. [ ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان کله بوز است که در بخش مرکزی شهرستان میانه واقع است و 119 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

معنی کهرجان

کهرجان . [ ک َ رَ ] (اِخ ) موضعی است در فارس . (از معجم البلدان ). لاغر و کهرجان ، این نواحی کارزین است و گرم سیر است و هوا و آب ناموافق ... و در این دو جای جامع و منبر نیست . (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص

معنی کهره

کهره . [ ک َ هََ رَ ] (اِخ ) دهی از دهستان هلیلان است که در بخش مرکزی شهرستان شاه آباد واقع است و 580 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: