مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی کهروئیه


معنی کهروئیه

کهروئیه . [ ک َ ئی ی ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان پشتکوه است که در بخش سیر شهرستان یزد واقع است و 831 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10).

معنی کهروئیه- ترجمه کهروئیه برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد کهروئیه اینجا را کلیک کنید

هم معنی کهروئیه


ترجمه کهروئیه


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه کهروئیه



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی کهریز

کهریز. [ ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان انزل است که در بخش حومه ٔ شهرستان ارومیه واقع است و 1040 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

معنی کهریز

کهریز. [ ک َ ] (اِ) کاریز و قنات و مجرای آب در زیرزمین . (از ناظم الاطباء). کاریز. کاهریز. قنات . (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : چون از دور یکی رابدیدی ، اعلام کردی جمله در کهریزها و میان ریگ پنهان

معنی کهریز

کهریز. [ ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان دروفرامان است که در بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان واقع است و 500 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).

معنی کهریز

کهریز. [ ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان بیلوار است که در بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان واقع است و 535 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).

معنی کهره

کهره . [ ک َ رَ / رِ ] (اِ) بزغاله ٔ شیرمست را گویند. (برهان ) (فرهنگ رشیدی )(آنندراج ). بزغاله ٔ شیرمست و بزغاله ٔ شش ماهه . (ناظم الاطباء). اسم فارسی جدی است . (فهرست مخزن الادویه ). در فارس (شیراز

معنی کهرورة

کهرورة. [ ک ُ رَ ] (ع اِمص ) کهرور. (منتهی الارب ). ترشروئی ، و گویند: «فی فلان کهرورة»؛ ای انتهار لمن خاطبه و تعبیس الوجه . (از اقرب الموارد). رجوع به کهرور (معنی اول ) شود. || (ص ) کهرور. رجوع به که

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter