مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی کهرم


معنی کهرم

کهرم . [ ک ُ رَ / ک َ رَ ] (اِخ ) شاهزاده ٔ تورانی پسر ارجاسب . (فهرست ولف ) : برادر بد او را دو اهریمنان یکی کهرم و دیگر اندیرمان . فردوسی . رجوع به ماده ٔ قبل شود.

معنی کهرم- ترجمه کهرم برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد کهرم اینجا را کلیک کنید

هم معنی کهرم


ترجمه کهرم


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه کهرم



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی کهربیة

کهربیة. [ ک َ رَ بی ی َ ] (ع اِمص ) رجوع به کهربائیة شود.

معنی کهروذ

کهروذ. [ ک ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان دلارستاق است که در بخش لاریجان شهرستان آمل واقع است و 315 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3).

معنی کهریز

کهریز. [ ک َ ] (اِ) کاریز و قنات و مجرای آب در زیرزمین . (از ناظم الاطباء). کاریز. کاهریز. قنات . (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : چون از دور یکی رابدیدی ، اعلام کردی جمله در کهریزها و میان ریگ پنهان

معنی کهرت

کهرت . [ ک َ هََ ] (اِخ ) دهی از دهستان پشت کوه است که در بخش مرکزی شهرستان گلپایگان واقع است و 529 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).

معنی کهریز

کهریز. [ ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان ایردموسی است که در بخش مرکزی شهرستان اردبیل واقع است و 164 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

معنی کهرور

کهرور. [ ک ُ ] (ع اِمص ) کهرورة. ترشروئی . اسم است . (منتهی الارب ). || (ص ) آنکه سرزنش کند و بانگ برزند مردم را. کهرورة مثل آن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ترش روی و عبوس کننده وترشروئی که سرز

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter