مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی کهرخنگ


معنی کهرخنگ

کهرخنگ . [ ک َ هََ خ ِ ] (اِ مرکب ) رنگی از رنگهای اسب . (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به کَهَر شود.

معنی کهرخنگ- ترجمه کهرخنگ برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد کهرخنگ اینجا را کلیک کنید

هم معنی کهرخنگ


ترجمه کهرخنگ


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه کهرخنگ



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی کهروذ

کهروذ. [ ک ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان دلارستاق است که در بخش لاریجان شهرستان آمل واقع است و 315 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3).

معنی کهربارنگ

کهربارنگ . [ ک َ رُ رَ ] (ص مرکب ) به معنی لون و رنگ زرد است . (برهان ) (آنندراج ). کهرباگون . هر چیز زردرنگ . (ناظم الاطباء). به رنگ کهربا. زردرنگ : شد او کهربارنگ چون گشت خشک زمردصفت بود تا بود تر

معنی کهریز

کهریز. [ ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان انزل است که در بخش حومه ٔ شهرستان ارومیه واقع است و 1040 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

معنی کهرکور

کهرکور. [ ک َ هََ] (اِخ ) دهی از بخش قصرقند شهرستان چاه بهار است و 300 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).

معنی کهربایی

کهربایی . [ ک َ رُ ] (ص نسبی ) منسوب به کهربا. (ناظم الاطباء). || به رنگ کهربا.(از یادداشت به خط مرحوم دهخدا): چهره از بیم کهربایی گشته . (ظفرنامه از امثال و حکم ص 1476). || (اصطلاح فیزیک ) مغناطیسی .

معنی کهرپون

کهرپون . [ ک َ ] (اِ) سگ مار، و آن قسمی مار است . (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter