مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی کهربایی


معنی کهربایی

کهربایی . [ ک َ رُ ] (ص نسبی ) منسوب به کهربا. (ناظم الاطباء). || به رنگ کهربا.(از یادداشت به خط مرحوم دهخدا): چهره از بیم کهربایی گشته . (ظفرنامه از امثال و حکم ص 1476). || (اصطلاح فیزیک ) مغناطیسی . (فرهنگ فارسی معین ).

معنی کهربایی- ترجمه کهربایی برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد کهربایی اینجا را کلیک کنید

هم معنی کهربایی


ترجمه کهربایی


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه کهربایی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی کهریز

کهریز. [ ک َ ] (اِ) کاریز و قنات و مجرای آب در زیرزمین . (از ناظم الاطباء). کاریز. کاهریز. قنات . (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : چون از دور یکی رابدیدی ، اعلام کردی جمله در کهریزها و میان ریگ پنهان

معنی کهرجان

کهرجان . [ ک َ رَ ] (اِخ ) موضعی است در فارس . (از معجم البلدان ). لاغر و کهرجان ، این نواحی کارزین است و گرم سیر است و هوا و آب ناموافق ... و در این دو جای جامع و منبر نیست . (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص