مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی کشیب


معنی کشیب

کشیب . [ ک َ ] (اِخ ) نام کوهی است . (منتهی الارب ). رجوع به معجم البلدان یاقوت شود.

معنی کشیب- ترجمه کشیب برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد کشیب اینجا را کلیک کنید

هم معنی کشیب


ترجمه کشیب


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه کشیب



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی کشیده خوردن

کشیده خوردن . [ ک َ دَ / دِ خوَرْ / خُرْ دَ ] (مص مرکب ) سیلی خوردن . تپانچه خوردن . چک خوردن . کاج خوردن . (یادداشت مؤلف ).

معنی کشیده زدن

کشیده زدن . [ ک َ / ک ِ دَ / دِ زَ دَ ] (مص مرکب ) چک زدن . سیلی زدن . طپانچه زدن . تپانچه زدن . ذَح ّ. (یادداشت مؤلف ).

معنی کشی

کشی ٔ. [ ک َ ] (ع ص ) گوشت بریان کرده . || سیرشکم از طعام . پرشکم از طعام . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). سیر مقابل گرسنه . بسیار خوراک خورده .

معنی کشیدنی

کشیدنی . [ ک َ / ک ِ دَ ] (ص لیاقت ) آنچه قابل کشیدن است . - داروی کشیدنی ؛ داروئی که با میل به چشم می کشند : چون تفرق الاتصال تولد کرده باشد از استقرار فائده نباشد و قوت داروهای کشیدنی دشخوار بدو رس

معنی کشی

کشی . [ ک ُ ] (حامص ) عمل کشتن . حاصل مصدر از کشتن است ولی همواره بصورت ترکیبی بکار می رود. (یادداشت مؤلف ). - آدم کشی ؛ قتل نفس . کشتن انسان . - || خونریزی . جنگ . جدال . - برادرکشی ؛ عمل کشتن برا

معنی کشی

کشی . [ ک َ شی / شی ی ] (اِخ ) ترک کشی ایلاقی . از شاعران متقدم است . رجوع به ایلاقی شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: