مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی کشوک


معنی کشوک

کشوک . [ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان هیدوج بخش سوران شهرستان سراوان واقع در 23 هزارگزی جنوب خاوری سوران و 2 هزارگزی خاور راه مالرو سوران به ایرافشان . آب آن از چشمه و راه آن مالرو می باشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).

معنی کشوک- ترجمه کشوک برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد کشوک اینجا را کلیک کنید

هم معنی کشوک


ترجمه کشوک


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه کشوک



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی کشیب

کشیب . [ ک َ ] (اِخ ) نام کوهی است . (منتهی الارب ). رجوع به معجم البلدان یاقوت شود.

معنی کشوفتن

کشوفتن . [ ک ُت َ ] (مص ) کشفتن . گشودن . گشادن . || شکافتن . چاک دادن . کشفتن . || ترکیدن . بازشدن . کفتن . || پراگنده کردن . افشاندن . || گداختن . || حل کردن . || پژمردن . || افشردن . || خشک کردن .

معنی کشوکث

کشوکث .[ ک َ ک َ ] (اِخ ) شهرکی است [ به ماوراءالنهر از فرغانه ] آبادان و باکشت و برز بسیار. (حدود العالم ).

معنی کشی

کشی . [ ک َ ] (اِخ )دهی است از دهستان خمیر بخش مرکزی شهرستان بندرعباس . واقع در صد هزارگزی شمال باختری بندرعباس ، سر راه فرعی لار به بندرعباس . با 103تن سکنه . مزرعه ٔ گرمون جزء این دهکده است . (از فر

معنی کشوشه

کشوشه . [ ک َ ش َ ] (اِخ ) نام شهری است به هند. (یادداشت مؤلف ).

معنی کشول

کشول .[ ک َ ] (اِخ ) نام تیره ای است از طایفه ٔ ممزائی ایل چهارلنگ بختیاری . (از جغرافیایی سیاسی کیهان ص 75).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter