مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی کشوک بالا


معنی کشوک بالا

کشوک بالا. [ ک َ ] (اِخ ) دهی است ازدهستان قیس آباد بخش خوسف شهرستان بیرجند واقع در 50 هزارگزی جنوب خاوری خوسف و چهل هزارگزی خاور راه مالروی عمومی قیس آباد 103تن سکنه . آب آن از قنات و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد کشوک بالا اینجا را کلیک کنید

هم معنی کشوک بالا


ترجمه کشوک بالا


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه کشوک بالا



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی کشوک

کشوک . [ ک َ ] (اِخ ) دهی است از بخش زابلی شهرستان سراوان واقع در سه هزارگزی جنوب زابلی کنار راه مالرو زابلی به ایران شهر. آب آن از قنات است و چون بر سر راه قرار دارد از مسافران نیزگذران می کنند. (از

معنی کشوفتن

کشوفتن . [ ک ُت َ ] (مص ) کشفتن . گشودن . گشادن . || شکافتن . چاک دادن . کشفتن . || ترکیدن . بازشدن . کفتن . || پراگنده کردن . افشاندن . || گداختن . || حل کردن . || پژمردن . || افشردن . || خشک کردن .

معنی کشی

کشی . [ ک َ ] (ص نسبی ) منسوب به کش که قریه ای است در سه فرسخی جرجان بالای کوه . (از انساب سمعانی ). || منسوب به کش که قریه ای است نزدیک سمرقند. (الانساب ). || منسوب به شهر کش یا سبز به ماوراءالنهر. ر

معنی کشوکث

کشوکث .[ ک َ ک َ ] (اِخ ) شهرکی است [ به ماوراءالنهر از فرغانه ] آبادان و باکشت و برز بسیار. (حدود العالم ).

معنی کشوی مغزی

کشوی مغزی . [ ک َ / ک ِ ش َ / شُو ی ِ م َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) کشویی است که در درون بازوی در کار گذارند، استوار و بسته نگه داشتن لنگه در را. (یادداشت مؤلف ).

معنی کشی

کشی . [ ک َ شی / شی ی ] (اِخ ) ترک کشی ایلاقی . از شاعران متقدم است . رجوع به ایلاقی شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: