مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی کشوشه


معنی کشوشه

کشوشه . [ ک َ ش َ ] (اِخ ) نام شهری است به هند. (یادداشت مؤلف ).

معنی کشوشه- ترجمه کشوشه برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد کشوشه اینجا را کلیک کنید

هم معنی کشوشه


ترجمه کشوشه


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه کشوشه



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی کشوک

کشوک . [ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان هیدوج بخش سوران شهرستان سراوان واقع در 23 هزارگزی جنوب خاوری سوران و 2 هزارگزی خاور راه مالرو سوران به ایرافشان . آب آن از چشمه و راه آن مالرو می باشد. (از فرهن

معنی کشوک

کشوک . [ ک َ ] (اِخ ) دهی است از بخش قصرقند شهرستان چاه بهار، واقع درنه هزارگزی جنوب باختری قصر قند و کنار راه فرعی نیک شهر به قصر قند با 102تن سکنه . آب آن از قنات و راه آن فرعی می باشد. (از فرهنگ جغ

معنی کشوری

کشوری . [ ک ِش ْ وَ ] (ص نسبی ، اِ) آنکه یا آنچه به کشور نسبت دارد. هرچیز که به کشور منسوب باشد. || مردمی که در مملکتی زیست می کنند و جزء قشون و سپاهیان نیستند. آنکه به سپاهی گری زیست نکند. مقابل لشکر

معنی کشی

کشی . [ ک َ ] (ص نسبی ) منسوب به کش که قریه ای است در سه فرسخی جرجان بالای کوه . (از انساب سمعانی ). || منسوب به کش که قریه ای است نزدیک سمرقند. (الانساب ). || منسوب به شهر کش یا سبز به ماوراءالنهر. ر

معنی کشوری

کشوری . [ ک ِش ْ وَ ] (ص نسبی ) منسوب به کشورکه از قراء صنعای یمن می باشد. (از انساب سمعانی ).

معنی کشی

کشی . [ ک ُ شا ] (ع اِ) ج ِ کُشیُة. (منتهی الارب )

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: