مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی کرچ


معنی کرچ

کرچ . [ ک َ ] (اِ) گوی گریبان . کَرج . (برهان ). || شکاف گریبان پیراهن و کرته . کَرج . (برهان ) : بخندد دل ز کرچش زآنکه کرچش بصورت چون مه نو می نماید. رضی الدین نیشابوری . رجوع به کَرج شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد کرچ اینجا را کلیک کنید

هم معنی کرچ


ترجمه کرچ

کرچک: castor-oil
مرغ کرچ: cluck


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه کرچ



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی کرجیان

کرجیان . [ ک َ ] (اِخ ) از اقلیم چهارم است [ گیلان ] و در قدیم شهری بزرگ بوده و اکنون وسط است و به آب و هوا مانند ولایات دیگر. (نزهةالقلوب چ اروپا مقاله ٔ سوم ص 163). رجوع به ترجمه ٔ سفرنامه ٔ مازندرا

معنی کرجی بانی

کرجی بانی . [ ک َ رَ ] (حامص مرکب ) عمل کرجی بان . قایقرانی . بلم رانی .

معنی کرجی بان

کرجی بان . [ ک َ رَ ] (ص مرکب ، اِ مرکب ) ابوالبلم . قایق چی . (یادداشت مؤلف ). قایقران . لُتکاچی .

معنی کرچ

کرچ . [ ک ِ ] (اِخ ) بندری است در کرانه ٔ شرقی شبه جزیره ٔ کریمه در کنار دریای آزوف . در قدیم در محل کنونی کرچ ، شهر بوسپوروس برپا بود. (از فرهنگ ایران باستان ص 240). - بوغاز کرچ ؛ همان بوسفور کیمِ

معنی کرچنک سرا

کرچنک سرا. [ ک َ چ َ س َ ] (اِخ ) دهی از دهستان ایجرود بخش مرکزی شهرستان زنجان . کوهستانی ، سردسیر و معتدل است و 250 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2).

معنی کرچل

کرچل . [ ک ُ چ َ ] (اِخ ) دهی است از بخش زراس شهرستان اهواز. کوهستانی و معتدل و سکنه ٔ آن 106 تن است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<