مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی کرزه


معنی کرزه

کرزه . [ک ُ زَ / زِ ] (اِ) بمعنی کرز است که زمینی باشد که از برای کاشتن تخته تخته ساخته و هموار نموده و کناره های آن را بلند کرده باشند. (برهان ). زمین کشتزار که کناره های آن را بلند ساخته باشند و آن کناره ها را مرز گویند. (آنندراج ) (از انجمن آرا). || آن بلندی را نیز گویند که در کناره های مرز کنند. (برهان ) (ناظم الاطباء). رجوع به کرت و کرد شود. || کشتی را گویند که سیراب شده باشد. (جهانگیری ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد کرزه اینجا را کلیک کنید

هم معنی کرزه


ترجمه کرزه


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه کرزه



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی کرزن

کرزن . [ ک َ زَ / ک ِ زِ ] (ع اِ) تبر بزرگ . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). تبر یک سر. (مهذب الاسماء). تبر بزرگ و ابن سیده گفته تبر یک سر. (از اقرب الموارد). کِرزین . (از اقرب الموارد). ج ، کَرازِن ،

معنی کرزوئی

کرزوئی . [ ] (اِخ ) قریه ای است در هشت فرسنگی میانه ٔ شمال و مغرب تنگ باغ . (فارسنامه ٔ ناصری ).

معنی کرزین

کرزین . [ ک َ ] (اِخ ) قلعه ای است . (منتهی الارب ). قلعه ای است از نواحی حلب بین نهر جوز و بیرة. (از معجم البلدان ).

معنی کرزه لنگ

کرزه لنگ . [ ک ِ زَ / زِ ل ِ ] (اِ) خرچنگ در لهجه ٔ بختیاری . (یادداشت مؤلف ). کِرجِلِنگ در تداول دهقانان اطراف بروجرد. کِرجِنگ در تداول مردم بروجرد.

معنی کرزمان

کرزمان . [ ک َ زَ / ک َ / ک َ رَ ] (اِ) آسمان را گویند مطلقاً. (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || عرش اعظم هم گفته اند که آسمان نهم باشد. (برهان ). عرش خداوند عالم که آسمان نهم باشد. (ناظم الاطباء

معنی کرزه ماه

کرزه ماه . [ ک ُ زَ / زِ ] (اِ)رستنی و گیاهی باشد بغایت خوشبوی . || آبیاری کشت و زراعت را نیز گویند. (برهان ) (آنندراج ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: