مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی کردوان


معنی کردوان

کردوان . [ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ریکان گرمسار. جلگه ای و معتدل است و 453 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد کردوان اینجا را کلیک کنید

هم معنی کردوان


ترجمه کردوان


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه کردوان



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی کرده ناب

کرده ناب . [ ک ُ دَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان زنجان . کوهستانی و سردسیر است و 278 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2).

معنی کردی

کردی . [ ک ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان اوریاد بخش ماه نشان شهرستان زنجان . کوهستانی و سردسیر است و 458 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2).

معنی کردوخ

کردوخ . [ ک َ ] (اِخ ) کردوک . (تاریخ ایران باستان ج 2 ص 1067). کردو. رجوع به کردوک و کردو شود.

معنی کردیان

کردیان . [ ] (اِخ ) دهی است از دهستان لواسان کوچک بخش افجه ٔ شهرستان تهران . کوهستانی و سردسیر است و 159 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1).

معنی کردو

کردو. [ ک َ ] (اِخ ) قومی که بنابه گفته ٔ گزنفون در نواحی شمال دجله ساکن بوده اند. این نام در میان مورخان یونانی صورتهای کَردوک و کردک و کردوخ نیز آمده است . (از کرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او ص 92،

معنی کردوبند

کردوبند. [ ک َ ب َ ] (اِ مرکب ) مرزبند. (یادداشت مؤلف ). رجوع به کرد، کردو و مرز شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<