مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی کردستان


معنی کردستان

کردستان .[ ک ُ دِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مرکزی بخش حومه ٔشهرستان بهبهان . دشت و گرمسیر است و 1119 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6). فرسخی بیشتر میانه ٔ شمال و مغرب بهبهان است . (فارسنامه ٔ ناصری ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد کردستان اینجا را کلیک کنید

هم معنی کردستان


ترجمه کردستان

اتحادیه میهنی کردستان: Patriotic Union of Kurdistan
اتحادیه میهنی کردستان عراق: Patriotic Union of Kurdistan of Iraq
کردستان: Kurdistan
حزب دمکرات کردستان عراق: Kurdistan Democratic Party of Iraq


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه کردستان



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی کردکند

کردکند.[ ک ُ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کل تپه ٔ فیض اﷲبیگی بخش مرکزی شهرستان سقز. کوهستانی و سردسیر است و 150 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).

معنی کردرق

کردرق . [ ک ُ دَ رَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سلطانیه ٔ بخش مرکزی شهرستان زنجان . کوهستانی و سردسیر است و 500 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2).

معنی کردکلا

کردکلا. [ ک ُ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهات ساری مازندران که محل اقامت کردان مدانلو است . (سفرنامه ٔ مازندران رابینو ص 13 و ترجمه ٔ آن ص 32).

معنی کردرودبار

کردرودبار. [ ک ُ ] (اِخ ) دهی است از ده های بارفروش مازندران . (سفرنامه ٔ رابینو ص 117 و ترجمه ٔ آن ص 158).

معنی کردقشلاقی

کردقشلاقی . [ ک ُ ق ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دیجویجین بخش مرکزی شهرستان اردبیل . کوهستانی و معتدل است و 457 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

معنی کردکان

کردکان . [ ] (اِخ ) شهرکی است [ به ناحیت کرمان ] بر راه رودان از پارس ، جائی با نعمت بسیار. (حدود العالم ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<