مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی کبعدیا


معنی کبعدیا

کبعدیا. [ ] (اِ) کبعدیون . به سریانی شاهترج است . (فهرست مخزن الادویه ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد کبعدیا اینجا را کلیک کنید

هم معنی کبعدیا


ترجمه کبعدیا


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه کبعدیا



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی کبک دل

کبک دل . [ ک َ دِ ] (ص مرکب ) جبان . (یادداشت مؤلف ). ترسنده . کبک زهره . رجوع به کبک زهره شود.

معنی کبشه

کبشه . [ ک َ ش َ ] (اِخ ) بنت ابی مریم راوی است و از ام سلمه زوج النبی صلی اﷲ علیه و سلم روایت کند. (منتهی الارب ).

معنی کبشات

کبشات . [ ک َ ب َ] (اِخ ) چند کوه است به دیار بنی ذؤیبه و در آن آبی است . (منتهی الارب ). و رجوع به معجم البلدان شود.

معنی کبک

کبک . [ ک َ ب َ ] (اِخ ) یکی از شاهزادگان ماوراءالنهر که در سال 711 هَ . ق . در زمان پادشاهی الجایتو با برادرش یسوربر خراسان تاختن کرد و بعد از خرابی بسیار بازگشت . الجایتو سلطان ابوسعید را به پادشاهی

معنی کبک بچه

کبک بچه . [ ک َ ب َ چ َ / چ ِ / ب َچ ْ چ َ / ب َچ ْ چ ِ ] (اِ مرکب ) بچه ٔ کبک . جوجه ٔ کبک . سُلَک . (منتهی الارب ذیل کلمه ٔ سلک ) (دهار). سلَکَة. سِلکانَة. (از منتهی الارب ذیل کلمه ٔ سلک ).

معنی کبک بشکستن

کبک بشکستن . [ ک َ ب ِ ک َ ت َ ] (مص مرکب ) کنایه از پی گم کردن است . (انجمن آرای ناصری ) : ترا این کبک بشکستن چه سود است که باز عشق کبکت را ربوده ست . نظامی (از انجمن آرای ناصری ). رجوع به کبک شک

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<